3 تیر 98

جنبش سبز و افق آینده

حضور پرشوراما ساکت معترضان به نتیجه اعلامی انتخابات ریاست جمهوری دهم در راهپیمایی آرام ٢۵ خرداد ۸۸ در تهران آغازگر راهی بود که از شعار " رای من کو؟ " به شکل گیری جنبشی مدنی انجامید که در ادبیات سیاسی با نام « جنبش سبز » ثبت و ضبط و تاریخی شد. حال درآستانه ده سالگی شکل گیری و تداوم این جنبش فرصتی است که به بازنگری راه طی شده این جنبش از جهات مختلف بپردازیم، و نقاط قوت و ضعف و کامی‌ها و ناکامی‌های آنرا برشماریم، و با تکیه بر تحلیل‌های واقع بینانه، امیدوارانه و استوار راه این جنبش مدنی را ادامه دهیم. در سالگرد برامدن جنبش سبز تحلیل ذیل کوششی است در این مسیر، و اینکه نیروهای اصلاح طلب و تحولخواه جامعه ما برای دست یابی به مطالبات برحق جنبش چه باید بکنند؟ و چگونه می توان در ادامه این راه را به نتیجه مطلوب رساند؟

ادامه "جنبش سبز و افق آینده" »

18 خرداد 98

آمایش سرزمین

بحث « آمایش سرزمین » از دهه سی در کشورمان و در درون سازمان برنامه مطرح بوده است اما به رغم گذشت بیش از نیم قرن از طرح و پیگیری این بحث و تدوین شش برنامه عمرانی در زمان رژیم سابق و شش برنامه توسعه در سال های پس از انقلاب ( از سال ١٣۶۸ به بعد ) هنوز این بحث به سرانجام نهائی نرسیده و قالب اجرایی لازم را نیافته است، و این در حالی است که کشورمان از نوعی توسعه نامتوازن و ناعادلانه رنج می برد. با سفری از مرکز به پیرامون و به ویژه استان های مرزی دور تا دور کشور براحتی و با چشم می توان این وضعیت را مشاهده کرد و نیازی به انجام تحقیق میدانی و پژوهش کارشناسی و علمی ندارد. قطعاً این وضعیت ناعادلانه نه تنها با تحقق " عدالت اجتماعی " مورد ادعای حاکمیت سازگاری ندارد بلکه به لحاظ " امنیت ملی " هم می تواند پیامدهای زیانباری را به همراه داشته و به نیروهای گریز از مرکز میدان فعالیت دهد. از اینرو توجه به بحث « آمایش سرزمین » و قالب اجرایی دادن به آن در پس این سال هایی که مطرح بوده است می تواند یکی از برنامه های اصلی حاکمیت در ساماندهی به اقتصاد و پیشبرد برنامه توسعه متوازن و پایدار در کشور باشد.

ادامه "آمایش سرزمین" »

15 خرداد 98

چرا باید تاریخ را بخوانیم؟

تاریخ، برخلاف فیزیک یا اقتصاد وسيله پیش بینی درست حوادث نیست. تاریخ را نه به این دلیل که بتوانیم آینده را پیش بینی کنیم بلکه برای این می خوانیم که افق دید مان را گسترش دهیم و درک کنیم که وضعیت کنونی ما نه طبیعی است و نه اجتناب ناپذیر، و در نتیجه امکانات بسیار بیشتری از آنچه تصور می کنیم در برابر خود داریم. برای مثال، مطالعه اینکه چطور اروپائیان بر آفریقایی‌ها مسلط شدند ما را قادر می‌سازد درک کنیم که هیچ چیز طبیعی یا اجتناب ناپذیری در سلسله مراتب نژادی وجود ندارد، و اینکه دنیا ممکن است به گونه دیگری سازماندهی شود. ( کتاب انسان خردمند، ص 337 )

5 خرداد 98

فقر نظریه پردازی

اگر حافظه ام یاری کند در سال ١٣٧٠ به دعوت دولت آلمان، من به عنوان نماینده روزنامه سلام همراه نمایندگانی از دیگر روزنامه ها عازم این کشور شدیم. این جمع هفت نفره، که از قضای روزگار این آقای سرافراز، که مدتی با حکم رهبری به عنوان رئیس جدید صدا و سیما منصوب شد، و اخیراً خبرساز شده است! در آن روزگاربه عنوان نماینده روزنامه رسالت در این جمع حضور داشت، گفتگوها و دیدارهایی را با روزنامه نگاران و مقامات آلمانی داشت که شرح همه آن در حوصله این مقال نیست. از جمله دیداری هم با رئیس مجلس آلمان داشتیم که در ان هنگام یک خانم دکتر روانشناس با سابقه استادی دانشگاه بود. در این دیدار یکی از روزنامه نگاران همراه به استناد مشاهدات چند روزه ای که از مناظر شهری آلمان داشت و ایضاً نوع نگاه و تحلیلی که نسبت به جوامع غربی داشت، این سئوال را از خانم رئیس مجلس پرسید: شما فکر نمی کنید با این آزادی ای که به جامعه و افراد داده اید نتیجه اش همین ولگردی و لاقیدی و خوش باشی جوانانتان در کوچه و خیابانها و زیر پانهادن ارزش های اخلاقی و دینی توسط آنها شده باشد؟ خانم رئیس مجلس در پاسخ گفت: سئوال بسیار خوبی مطرح کردید برای اینکه مدتی است در جامعه ما و به ویژه رسانه ها گفتگویی پیگیر در این باره وجود دارد و اینکه چقدر می توان به جامعه و افراد آزادی داد؟

ادامه "فقر نظریه پردازی" »

31 اردیبهشت 98

بنشین برلب جوی گذر عمر ببین

امروز با دیدن این عکس بیاد دوران دبستانم در مارچین افتادم. سال 1344 کلاس سوم یا چهارم دبستان! دو معلمی که درعکس دیده می شوند در زمره اولین سپاهیان دانشی بودند که به روستاها اعزام شده بودند. تا جائیکه بیادم مانده نفر سمت راست با لباس شخصی آقای شیرزاد نام داشت و ترک و تبریزی بود و بسیار اجتماعی و گرم، و نفر سمت چپ که لباس نظامی دارد آقای فرامرزی و اهل سیستان و بلوچستان بود. متاسفانه پس از اتمام دوران سربازی شان و رفتن به دیار خود دیگر هیچ خبر و اطلاعی از آنها ندارم، و امیدوارم هرکجا هستند به سلامت باشند که با آموختن به من، مرا مدیون و بنده خود ساخته اند!

ادامه "بنشین برلب جوی گذر عمر ببین" »

25 اردیبهشت 98

حاکمیت ملی و اصل همه پرسی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه سال ٥٧ تاکنون سه « همه پرسی » در کشورمان انجام شده است: « همه پرسی » برای تعیین نوع نظام در تاریخ ١١ و ١٢ فروردین ماه سال ٥٨، « همه پرسی » برای تایید قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ١١ و ١٢ آذر ماه سال ٥٨، و « همه پرسی » برای تایید بازنگری و اصلاح در قانون اساسی در ٦ مرداد سال ٦٨. « همه پرسی » اول و دوم مقدم بر تصویب و تایید قانون اساسی و با فرمان رهبری انقلاب اسلامی امام خمینی انجام شده است اما در مورد انجام « همه پرسی » سوم، با توجه به اینکه قانون اساسی مصوب سال ٥٨ در مورد نحوه اصلاح و بازنگری در این قانون ساکت بوده و در اصل مربوط به وظائف و اختیارات رهبری ( اصل ١١٠ ) نیز ذکری از صدور " فرمان همه پرسی " توسط رهبری نیامده بود طبعا باید مستند و مستفاد به اصل ششم این قانون که بیان می دارد:" در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود، از راه انتخابات: انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراها و نظایر اینها، یا از راه همه‏پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می‌گردد. " باشد که راه « همه پرسی » را بروی نظام سیاسی مستقر برای اداره امور کشور باز گذاشته است و امام خمینی با استفاده از این ظرفیت و پس از تجربه اجرای ده ساله قانون اساسی مصوب سال ٥٨ و دریافت نقاط قوت و ضعف و ابهامات آن، برای اصلاح و بارنگری در قانون اساسی اقدام کرده است.

ادامه "حاکمیت ملی و اصل همه پرسی" »

14 اردیبهشت 98

تسخیر جامعه مدنی

پس ازانتخابات نمایشی و فرمایشی مجلس هفتم، روزنامه همشهری، که اداره اش در دستان مردان احمدی نژاد افتاده بود، بقلم یکی از روشنفکران ارگانیک جناح اقتدارگرا مقاله ای انتشارداد با این عنوان : « تسخیر جامعه مدنی »
دراین مقاله نویسنده تلاش کرده بود با استفاده از نظریه های آنتونیو گرامشی درمورد چگونکی چیرگی حکومتهای سرمایه داری درکشورهای غربی به فعالان جناح اقتدارگرا نوید وخط دهد که نگران عدم مشروعیت وپایگاه اجتماعی خود نباشند چراکه با استفاده ازقدرتی که بدست آورده اند وبا تکیه بر روشنفکران ارگانیک خود می توانند به « تسخیر جامعه مدنی » پرداخته وازاینطریق پایگاه مشروعیتی واجتماعی خود راترمیم ومستحکم سازند.

ادامه "تسخیر جامعه مدنی" »

5 اردیبهشت 98

راهکار مبارزه با فساد

در سال های اخیر هر از گاه اخبار فسادهای ریز و درشت اقتصادی وجدان عمومی جامعه به درد آورده است، و به تحقیق می توان گفت یکی از دلائل ناکارآمدی حاکمیت شده و به مشروعیت زدائی از آن دامن زده است. درعین حال همه مقامات در مقابله با این وضعیت اذعان دارند که اگر در گذشته به مبارزه با مفاسد اقتصادی بهای لازم داده می شد شاهد رخداد اینگونه فساد و اختلاس های نجومی نمی شدیم گویا فراموش کرده اند که در همه این سال ها بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی به عنوان یکی ازاصلي ترين بحث ها بوده و تقریبا همه دولتها و دولتمردان در این باره اعلام موضع و تلاش کرده اند اما در عمل جریان فساد همچنان جاری بوده و تقریباً فراگیر شده است. سوالی که دائم باید مطرح شود اینکه براي جلوگيري از فساد نهادهای حاکمیتی چه راهكارهايي بايد پیگیری شود؟ در این مقال تلاش می کنم در حد وسع به این سوال پاسخ دهم .

ادامه "راهکار مبارزه با فساد" »

17 فروردین 98

روز جمهوری اسلامی

اصلی‌ترین دستاورد پیروزی انقلاب اسلامی گذر از " نظام سلطنتی " به " نظام جمهوری " بود. از اینرو پس از پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن ۵۷ با انجام همه پرسی در مورد نوع نظام، روز ۱۲ فروردین ماه به عنوان « روز جمهوری اسلامی » نامیده شد. و دراصل یکم قانون اساسی دراین باره آمد:" حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران، بر اساس اعتقاد دیرینه ‏اش به حکومت حق و عدل قرآن، در پی انقلاب اسلامی پیروزمند خود به رهبری مرجع عالیقدر تقلید آیت‏ الله ‏العظمی امام خمینی، در همه‏ پرسی دهم و یازدهم فروردین ماه یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت هجری شمسی برابر با اول و دوم جمادی‌الاولی سال یکهزار و سیصد و نود و نه هجری قمری با اکثریت ۹۸٫۲٪ کلیه کسانی که حق رأی داشتند، به آن رأی مثبت داد." به عبارتی روشن استقرار « جمهوری اسلامی » با رای و خواست اکثریت مطلق حدوث یافته است. و دراصل ۵۶ قانون اساسی براین موضوع تاکید شده است:" حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ‌کس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می‌آید اعمال می‌کند."

ادامه "روز جمهوری اسلامی" »

8 فروردین 98

بیگانه هراسی حاکمان ایران

تاریخ معاصر ایران فراز و نشیب های بسیاری از تلاش مردم به ویژه عالمان و روشنفکران و نخبگان این سرزمین را برای دستیابی به عدالت و آزادی به نمایش می گذارد اما یکی از مواضع مشترک ولی با عبارات متفاوتی که همواره از سوی حاکمان وقت نسبت به این جنبش های عدالتخواهانه و آزادی طلب اتخاذ و اعلام می شده، نسبت دادن آنها به قدرت های خارجی و اینکه رهبران اینها عامل یا بازی خورده دست خارجی ها هستند، بوده است. و همین نگاه و تحلیل باعث می شده که این حاکمان از درک و شناخت واقعی زمینه ها و بسترهای شکل گیری این جنبش ها و مطالبات آنها درمانند و روزی واقعیت را دریابند که کار از کار گذشته و شتر انقلاب بر در خانه آنها زانو زده است !

ادامه "بیگانه هراسی حاکمان ایران" »

 

 
   


all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007