آیا هدف، وسیله را توجیه می کند؟
در بین ما ایرانیان این جمله بسیار شایع و رایج است که " سیاست پدر ومادر ندارد" ، یادش بخیر مرحوم ابوی که به من همیشه با تکیه بر این جمله هشدار وانذار می داد ومی گفت وارد شدن به عالم سیاست وسالم در آمدن از آن کاری سخت وناشدنی است! ریشه اینکه چرا چنین نگرشی نسبت به سیاست و حکومت در بین ما ایرانیان وجود دارد به تجربیات تاریخی و استبداد دیر پا دراین سرزمین بر می گردد اما می دانیم در علم سیاست وتجربه های دیگران نیز همین مضمون با زبانهای دیگری بیان شده است . ازهمه مشهورتر در این زمینه نظریات ماکیاول است که انجام هر اقدامی را از سوی اصحاب سیاست برای رسیدن به قدرت وحفظ آن مجاز برمی شمارد ومی گوید هیچ مانع ورادعی دراین باره نباید جلوی تصمیم وعمل سیاستمداران را برای رسیدن به هدف ومقصود بگیرد . درادبیات مارکسیتی هم با توجیهات خاص این ایدئولوژی بر این اصل تاکید شده که هدف وسیله را توجیه می کند و به عبارتی حرام زادگی سیاست وحکومت کاملا تئوریزه شده است . بازتاب این نظریه را هم در عمل حکومتگران عالم در گذشته و حال می توان دید وحتی در حکومتهای مردم سالار که به لحاظ نظری با چنین قاعده ای مخالفت دارد بعضا شاهد رفتارهایی از سوی حکومتگرانشان هستیم که جز به تمسک به همین قاعده قابل توجیه وفهم نیست . از نظر من تنها مزیت حکومت دینی بردیگر حکومتها ( والبته با استفاده از همه تجربیات بشری در امر حکومتداری ) نقض این قاعده وپایبندی به معیارهای اخلاقی در امر سیاست وحکومت است و اینکه برای رسیدن به هدف ( قدرت و حکومت ) از هر وسیله ای نمی توان استفاده کرد.
اما چرا این موضوع را( که فکر می کنم بسیار مسئله مهم وپر مناقشه ای است) مطرع کردم؟ برای اینکه در آخرین روزهای سال گذشته آقای
لازیجانی دبیر شورایعالی امنیت ملی دریک مصاحبه مطبوعاتی برای توجیه تصمیم مقامات ایران در مورد مذاکره مستقیم با آمریکا (البته در باره مسائل عراق!) بیان داشت :" تغییر در همه چیز برای رسیدن به هدف مباح است". به نظرم ایشان خودآگاه یا ناخودآگاه عمق تفکر و نگرش اقتدارگرایان حاکم بر ایران را، که بنام دین حکومت را قبضه کرده اند، نشان داده اند و اینکه تمسک به این قائده به این معناست که هیچ فرقی بین حکومت دینی مورد نظر این نحله فکری با دیگر حکومتهای رایج نیست و خدا پدر ماکیاول و مارکسیتها وغیره را بیامرزد که شفاف بودند و کاری هم بدین خدا نداشتند !
روزگاری افلاطون آرزو می کرد که اداره حکومتها بدست فیلسوفها بیافتد اما این بختیاری نصیبش نشد که اداره حکومتی بدست فیلسوفها را ببیند
واینکه چه ها که نمی کنند؟ خوشبختانه این بختیاری نصیب ما ایرانیان شده است که اداره برخی امور کشورمان را بدست فیلسوفان تجربه کنیم که
ازآنان آقای لاریجانی است (البته برادران لاریجانی همه فیلسوف ومصدر امری مهم از امور کشورند وما متنعم به این نعمت). عملکرد ایشان در سالهای مسئولیت در ارشاد ، صدا وسیما وحال شورایعالی امنیت ملی بهترین گواه بر صدق گفتارشان است و اینکه :" تغییر در همه چیز برای رسیدن به هدف مباح است " وبر همین پایه ساختن برنامه های "هویت"و"چراغ"و…وحالا هم مذاکره با آمریکا!
یادم نرفته است که درسال 81 که ماجرای پرونده هسته ای کم کم بالا می گرفت و معلوم هم بود که آمریکا در پی این موضوع است فراکسیون مشارکت در مجلس بحث مذاکره با آمریکا را به صورت غیر رسمی واز طریق نهادهای مدنی ونمایندگان مجلس دوطرف مطرح کرد برای اینکه با
ارزبابی شرایط بتوان راه را برای مذاکرات رسمی بتدریج هموار کرد واوج این بحثها به سال 82 کشید که ناگهان به مجلس پیغام آمد که دیگر
این بحثها خاتمه دهید وهمزمان آقای علیزاده که آنزمان رئیس ودادستان کل دادگستری استان تهران بودند مصاحبه کرد و اعلام داشت هر آنکس
که در باره مذاکره بین ایران وآمریکا سخن بگوید با بحثی بکند مجرم است وسر وکارش با ایشان ! وعجب این بود که برای توجیه مدعای ایشان
هیچ پایه ومبنای حقوقی و قانونی جز همین قائده ای که آقای لاریجانی بیان داشته اند نمی شد یافت ! اما کار به اینجا ختم نشد ونمایندگانی که به
درستی این سیاست ومنفعت آن برای کشور وملت رسیده بودند نامه ای سرگشاده به رهبری نوشتند ودرآن با شرح وضعیت ودلنگرانی خود خواستار
تغییردر سیاستهای جاری ورویکردی تازه در سیاست خارجی به ویژه درمورد پرونده هسته ای وآمریکا شدند که البته آن نامه هم شد سند ردصلاحیت بسیاری ازامضا کنندگان در انتخابات مجلس هفتم وصد البته بلا فاصله دلیلی بر حمله وکتک زدن خیلی ار انها توسط نیروهای انصار
حزب الله و ارزشی و…!
فرازی از آن نامه چنین بود:"اگر جام زهری باید نوشید قبل از آنکه کیان نظام ومهمتراز آن ، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطزه قرار
گیرد باید نوشیده شود وبی تردید این برخورد خرد مندانه و متواضعانه ،از سوی ملت با همان پاداشی مواجه می شود که امام عزیزراحل روبرو شد.
این اقدام نشانه تدبیر، دوراندیشی، مصلحت جویی، خیرخواهی وتوفیق الهی است والبته نشانه این تغییرات باید با علائمی در منش ورفتار همراه باشد…" خوب دیدیم که نتیجه این نامه چه شد ؟ مجلس هفتم با ترکیب از پیش تعیین شده و انتخاب احمدی نژاد برای ریاست جمهوری! وحالا پرونده هسته ای ایران در شورای امنیت !
هرچند قاعده ای را که آقای لاریجانی برای توجیه اتخاذ سیاست جدید در رابطه با آمریکا بیان داشته اند دراین باره مصداق ندارد اما عملکرد اقتدارگرایان در ایران (حتی از نوع دینی اش) جز بر پایه همین قائده جریان نداشته وقابل درک و فهم نیست از اینرو از همه آنانی که هنوز به آموزه های دینی براستی باور دارند و به برتری حکومت دینی بر دیگر شیوه های حکومتی معتقد می پرسم :" آیا هدف،وسیله را توجیه می کند " ومثلا
برای رسیدن به عدالت می شود جنایت کرد و…و"آیا تغییر در همه چیز برای رسیدن به هدف مباح است"؟
