دین دولتی
در سالهای اخیر بحثی ذیل دولت دینی یا « دین دولتی » در عرصه عمومی به ویژه در مطبوعات مطرح شد .وبه خصوص پس از تشکیل مجلس ششم و هنگام رسیدگی به لایحه بودجه سال 80 در این مجلس با برجسته کردن بودجه تخصیصی به نهادهای دینی وتبلیغی دراین لایحه توسط امثال بنده به این بحث دامن زده وایضا هشدار داده شد که در سایه ادامه این روند باید شاهد شکل گیری « دین دولتی »و نهادینه شدن آن در ساختار سیاسی واجتماعی ایران باشیم. متاسفانه هیچکس به این هشدار توجه ننمود ودولت ومجلس اصلاحات با توجه به جمیع شرایطی که در آن بسر می بردند ورعایت احتیاط و ملاحظات به تداوم وضعیتی که از دوران پس از رحلت امام در قالب بودجه های سنواتی در امده بود رای دادند وحداکثر از افزایش مورد درخواست این نهاد ها خود داری کردندکه با رجوع به قوانین بودجه می توان اینرا دریافت. اما علیرغم این اقدام که با امهات فکری اصلاح طلبان سازگاری هم نداشت بسیاری از موضع گیری ها ومخالفتهای با دولت ومجلس اصلاحات ریشه در همین بودجه تخصیصی وزیاده خواهی این نهاد ها از بودجه ملی ودرآمد نفت داشت واهل نظر وبخیه بخوبی در می یافتند که بخشی از کفن پوشی ها و...واصلاح طلبان را به عدول از ارزشهای دینی و...وحتی بی دینی متهم کردن ریشه در کجاها دارد؟
استاد شهید مطهری در مقاله ای درکتاب «مرجعیت وروحانیت» که سالها پیش از رخداد انقلاب اسلامی وپس از رحلت آیت العظمی بروجردی مرجع علی الاطلاق شیعیان برشته تحریر در آورده است به مناسب به آسیب شناسی روحانیت شیعه وسنی پرداخته ودر آن به نقاط قوت وضعف هریک اشاره دارد. استاد نقطه قوت روحانیت اهل سنت را در استقلال رای ونظرآنها بدلیل عدم وابستگی معیشتی به مردم می داند اما نقطه ضعف آنها را در وابستگی معیشتی به حکومت ودر نتیجه تمکین از حاکمان با هرسیاست ووضعیتی می داند. درمقابل نقطه قوت روحانیت شیعه را در استقلال مالی ومعیشتی ازحکومت وتامین از سوی مردم وعدم تمکین ازحاکمان می داند اما نقطه ضعف آنها را در عوام زدگی و محافظه کاری شدید در ابراز رای ونظر(عدم استقلال فکری) بدلیل ترس از عوام برمی شمرد. همین تفاوت باعث شده است که غالب روحانیون شیعه در جبهه مردم ودر مقابل حکومتها باشند وهمواره از اجرای عدالت ورویارویی با ظلم وستم دفاع کنند و در خط مقدمه مبارزات جتماعی وسیاسی به خصوص در تاریخ معاصر ایران حضور ونقش فعال وموثر وبرجسته ای داشته باشند. انقلاب اسلامی خود نماد وبازتاب چنین واقعیتی است وعلیرغم نقش کلیدی ومسئولیتی که روحانیت شیعه پس از پیروزی انقلاب در ساختار حقوقی وحقیقی نظام جمهوری اسلامی بدست آورد وامام خمینی کاملا به آن واقف بود ایشان بارها براستقلال نهاد روحانیت وحوزه های علمیه از دولت تاکید وابرام داشت اما روند اداره امور بخصوص پس از رحلت امام وغلبه دیدگاهایی که ادغام هر چه بیشتر دین ودولت را در ایران پی می گرفت به گونه ای شد که کم کم نهادهای دینی وتبلیغی به سهم خواهی از بودجه دولت ودرآمدنفت روی آوردند و ردیف هایی از بودجه عمومی را به خود اختصاص دادند وهرساله همانند یک نهاد دولتی برای در یافت بودجه بیشتر به چانه زنی با دولت ومجلس(دولتمردان ونمایندگان)مشغول! و به ویژه در ایام رسیدگی به لایحه بودجه ازفن لابی گری و...برای افزایش بودجه خودنهایت بهره را می برند. به نظر راقم این سطور هرچند هنوز نظام سنتی حوزه های علمیه شیعه اجازه ادغام کامل نهادهای دینی را در دولت نمی دهد ودر مقابل روند حادث مقاومت می کند وبهره مندی نهادهای دینی وتبلیغی را نمی شود به همه این نهاد ها وروحانیت تعمیم داد اما به جد می توان هشدار داد که در صورت ادامه وغلبه این روند روحانیت شیعه ونهادهای دینی به تدریج در نهاد دولت ادغام وهضم خواهد شد وآن نقطه قوتی را که استاد شهید مطهری برای روحانیت شیعه برشمرده است هم از دست خواهد دادو در واقع هم استقلال رای ونظرش از دست می دهد و هم عدم وابستگی به حکومت وحاکمان وعدالت خواه وضد ظلم بودن ودر جبهه مردم بودنش را! وآنگاه معلوم است که چه بر سر دین وروحانیت خواهدآمد! وشاید یکی از دلایلی که روحانیت وحوزه های علمیه ما پس از انقلاب به گونه ای از تولید علم ونظریه پردازی وپاسخگویی به مسائل مستحدثه ونیازهای فکری نسل جدیدو...بارمانده است فرورفتگی در این شرایط ژلاتینی و درگیرشدن در وضعیتی است که جایگاهش روشن نیست ونمی داند چه نقشی را باید بازی کندوانجام دهدو...
روشن است که وقتی نسبت به «دین دولتی » هشدار داده می شود وبه استقلال نهادهای دینی وتبلیغی از دولت تکیه وتاکید می شود به معنای بی نقشی وبیطرفی دولت در آموزش معارف وارزشهای دینی نیست اما دولت باید این نقش را به ظرافت وتدبیر از طریق نهادهای آموزشی(وزارتخانه های آموزش وپرورش، علوم و...)ورسانه ای(به ویژه صدا وسیما) وفرهنگی(ارشاد ،خانه های فرهنگ و...) واجتماعی(کمیته امدادو...) پیگیری کند. در نیروهای نظامی وانتظامی هم داستان شکل خاص خود را دارد وبودجه ای را هم که دولت به این نهادها اختصاص می دهد رقمش روشن است. حال اگر قرار باشد در کناراینها باز نهادهای دینی وتبلیغی هم به بودجه دولتی ودرآمد نفتی وصل ومتکی شوند آنوقت معنی اش این است که شهروندان جمهوری اسلامی ایران در ذیل یک «دولت دینی» حاضر به هزینه از جیب ودرآمدخودشان برای پرورش روحانی وتبلیغ دین نیستند ویا آنقدر فقیر یا بی تفاوت با این امرند که از بودجه دولت ودرآمد نفت باید حوزه های علمیه وروحانیت و...تامین شوند وتو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
با صرف نظر از کالبد شکافی بیشتر این بحث حال به گزارش اعداد وارقام بودجه نهادهای دینی وتبلیغی دردوسال 84و85 ودرصد رشد آنها نسبت به سال قبل می پردازم تا علت بسیاری از دعواها ومناقشه ها در عرصه سیاسی کشور وایضا تعمیق یافتن پدیده « دین دولتی » در جامعه امروز ایران روشن شود به امید آنکه شاید جرقه ای باشد برای آن دیندارانی که براستی درد دین دارند اما نان دین را نمی خورند وگرفتار نام ومقام ونان دنیا هم نیستند!
بودجه دستگاه های غیر دولتی فعال در زمینه تبلیغات اسلامی(ارقام به میلیاردریال)
درصدرشد نسبت به سال 85 بودجه سال86 درصد رشد نسبت به سال 84 بودجه سال 85
5/1 - 9/326 6/126 9/331 شورای عالی حوزه علمیه قم
2/14 400 39 350 مرکز خدمات حوزه علمیه قم
4/11 42 8/5 - 7/37 مرکز مدیریت حوزه علمیه قم
4/1 - 2/235 50 8/238 دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم
3/19 - 3/228 6/88 3/283 سازمان تبلیغات اسلامی
3/6 2/27 5/95 5/25 شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی
2/1 - 4/102 4/69 6/103 حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی
9/2 - 8/357 5/44 6/356 سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی
5/1 - 29 9/78 5/29 مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی
4/1 - 4/53 2/38 2/54 مچمع جهانی اهل بیت
4 8/205 2/147 8/197 مرکز جهانی علوم اسلامی
5/1 - 6/32 6/34 1/33 موسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی(زیرنظر مصباح یزدی)
3/46 620 24 5/423 ردیف متفرقه – کمک به اشخاص حقیقی
4 6/2660 9/63 2520 جمع کل
اگر دقتی در عدد ورقم ها بکنید آنگاه رمز اینکه چرا راه یافته گان مجلس هفتم ودولتمردان دولت نهم نظر کرده امام زمان اندو آقای جنتی هم پس از استقرار مجلس هفتم خواب راحت می کند وگروه های فشار هم به استراحت رفته اند را درخواهید یافت .بله رشد بودجه 64 درصدی سال 85 نسبت به سال 84 پاسخ خیلی سئوال ها را می دهد ضمن آنکه همین میزان رشد را در دیگر نهادهای نظامی وانتظامی و...هم اتفاق افتاد والبته برای سال 86 چون شرایط درآمدی ورشد بالای نقدینگی اجازه نداد دولت ترمز را کشید با این حال بازهم 4 درصد به بودجه این نهادها افزوده است .روشن است که در سایه این وابستگی مالی نهاد های دینی وتبلیغی جز «دین دولتی» وقرائت رسمی وحکومتی از دین رواج نمی یابد ووای به حال روحانی یا روشنفکری است که بدون وابستگی به دولت وحکومت به تبلیغ وآموزش ارزشها وآموزه های دینی بپردازندکه یقینا کارش با کرام الکاتبین ودادگاه ویژه است.