« جاي خالي ماكياول | بازگشت به صفحه اول | سد سازي غيرشرعي است »

April 17, 2005

مرغ سحر

مرغ سحر ناله سر كن / داغ مرا تازه‌تر كن / ز آه شرر بار اين قفس را / برشكن و زير و زبر كن / بلبل پربسته ز كنج قفس درآ / نغمه آزادي نوع بشر سرآ / وز نفسي عرصه اين خاك توده را / پر شرر كن.
ظلم ظالم، جور صياد / آشيانم داده بر باد / اي خدا اي فلك اي طبيعت / شام تاريك ما را سحر كن.
راستي و مهر و محبت فسانه شد / قول و شرافت همگي از ميانه شد / ظلم ظالم، جور ارباب / زارع از غم گشته بي‌تاب / ناله بر آر از قفس، اي بلبل حزين / كز غم تو، سينه من پر شرر شد / كز غم تو سينه من پر شرر، پر شرر، پر شرر شد.
در ايام تعطيل عيد نوروز فرصت پيدا كردم تا كتاب «مرغ سحر؛ خاطرات پروانه بهار» را بخوانم. تا جايي كه يادم مي‌آيد هميشه علاقه به خواندن و دانستن در مورد افرادي داشته‌ام كه روزي روزگاري در اين كشور به ايفاي نقشي پرداخته‌اند و تاثير گذار بوده‌اند، به ويژه آناني كه از جان خود مايه گذاشته‌اند تا ايران يك گام به پيش رود و مردم از زندگي بهتري بهره‌مند شوند.

در مورد «ملك الشعراء بهار» نيز كم و بيش خوانده بودم اما دانسته‌هايم مرا از خواندن مطالبي كه دختر ايشان نوشته است بي‌نياز نمي‌كرد، و البته در اين خاطرات مطالبي فراتر از زندگينامه بهار آمده كه به تجربيات شخصي نويسنده مرتبط است و در واقع زندگينامه آموزنده خود اوست.
خواندن اين كتاب را به همگان، به ويژه آناني كه مي‌خواهند در عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي فعال باشند توصيه مي‌كنم. با خواندن اين خاطرات مي‌آموزيم كه در كشوري مثل آمريكا چه مسير سخت و دشواري براي رفع تبعيض نژادي وجنسيتي در دهه‌هاي 30 و 40 ميلادي طي شده است و چه تلاشهايي انجام شده تا جامعه آمريكا به عدالت نژادي و جنسيتي برسد.
خواندن اين كتاب به ما مي‌آموزد كه راه اصلاحات، راهي سخت و دشوار و تدريجي است و صبر و حوصله و پشتكار و به زبان خودماني شير نر و مرد كهن مي‌خواهد.
جوانان و زنان فعال در عرصه سياست و اجتماع ما حتما اين كتاب را بخوانند تا دريابند حتي در كشور پيشرفته‌‌اي مثل آمريكا سالها اقشاري از جامعه(سياهپوستان و زنان) براي دستيابي به حقوق شهروندي و مدني‌شان مبارزه كرده‌اند تا بدينجا رسيده‌اند، و اينگونه نبوده است كه با عجله و ناديده گرفتن زمان و شرايط و ظرف چند سال بخواهند به آنچه مي‌خواهند برسند و ....
در عين حال با خواندن اين خاطرات باز هم آن وجه غم انگيز و دردناك تاريخ معاصر ايران برايمان زنده مي‌شود كه چرا زندگي افراد اصلاح‌طلبي همچون «بهار» بايد چنين باشد و جز زندان و تبعيد و فقر و ... نصيب او نشود و عليرغم همه تلاشها و مبارزات امثال او در كشورداري در اين ملك جز بر پايه زور و استبداد و .... نچرخد و .....
در اين باره مناسب مي‌دانم فرازي از مقدمه دكتر مجيد تهرانيان بر اين كتاب را بياورم كه مي‌تواند براي همه آناني كه به ايران و آينده آن مي‌انديشند تامل برانگيز باشد:«بهار پل فرهنگي مهمي ميان فرهنگ مذهبي، ملي و متجدد ايران بود. كمتر شاعر و متفكر معاصري در ايران توانسته است چنين پيوندي را در آثار خود ايجاد كند. سياست و فرهنگ ايران در سده بيست دچار نوسانات شديدي ميان تمركز و تشتت، آزادي و خودكامگي، دنيا داري و دينداري شده است. به همين دليل، پلي كه دانشمندان و سياستمدارني مانند بهار، مصدق، بازرگان و خاتمي كوشيده‌اند بسازند، با افراط و تفريط‌هاي خانمانسوز غالبا ويران شده است. اگر ملت ايران بتواند به تعال فرهنگي و سياسي جديدي در اين معركه برسد، سرنوشت ايران در سده بيست و يكم به سرنوشت بهتري خواهد رسيد.» و با تاكيد بر اين فراز مي‌توان گفت «مرغ سحر» همچنان بر بام ايران ما را مي‌خواند كه ناله سر كنيم و ....

نوشته شده در April 17, 2005 10:11 AM

دنبالك‌هاي اين مطلب

دنبالك‌هاي صفحات لينك شده به اين مطلب:
http://mazrooei.ir/mtblog/mt/mt-tb.cgi/20

نظرات

باید در مسیر اصلاح طلبی با فکر و با حوصله پیشرفت مطمئنا به نتیجه می رسد.

ارسال شده توسط: reza درMay 2, 2005 08:06 PM

بسمه تعالی
سلام
از شما خوشم امد.

ارسال شده توسط: محمد درApril 24, 2005 01:19 PM

گوش تا گوش دنیا آدم مناسبات جورواجوری را در کشورهای مختلف و مردمان ملل آنها با آئین و مذاهب و فرهگهای قدیمی می بینیم.دربعضی جاهااوضاع آرام در بعضی جاهاجنگ و درگیری ـ در بعضی ها فشار و فقر وفاقه ـ بعضی ثروتمند بعضی از اساس محروم از همه چیز.
یک مرتبه ژاپنی ها در کتابهای درسی تحریفاتی ازتجاوز و اشفال چین در جنگ دوم می کنند که بهانه ای برای چینی ها می شود که خشم خود را به اشکالی نشان دهند. در همین ایران خودمان در اهواز.این اتفاقها در جوامع با سنت های دموکراتیک به آسانی به حرکت در نمی آید . خیلی باید موضوع خلاف عرف باشد تا مردم تکان بخورند.تازه وقتی هم حرکت می کنند با انظباط و مرزبندی.همین دو سال پیش مردم در سراسر دنیا علیه اشغال عراق تظاهرات کردند که بعداز جنگ ویتنام عظیم ترین بود. نتیجه:ایران ماثروتمند است مردم ما محروم هستند .سطح فکر بخش بزرگی از این مردم از معدل دانش و آگاهی عمومی جامعه بالاتراست.اگر با میراث به جا مانده از رژیم پیش برخورد خردمندانه ای میشد و دنیا دیده ها مثل یزدی، بنی صدر،قطب زاده، حبیبی ،طباطبائی و ..و.. مثل امروز فکر می کردند میشد ظرف بزرگی برای شرکت همه در ساختن مملکت تهیه کرد نه آن چه تبلیغ شد.آقای طباطبائی آمد محل کار نگارنده و دم از جامعه ی صلواتی زد و با مثالهای من در آوردی باعث مزاح شنوندگان شده بود.آقای بنی صدر از اقتصاد اسلامی سخن می گفت (امروز با کمال میل آرزو می کنیم که به سازمان تجارت جهانی به پیوندیم !) .آقای قطب زاده فقط سنگ پابرهنه ها را به سینه میزد بعداآقای هاشمی رفسنجانی برهمانی کمتر از عدالت اجتماعی را بیان نکرد. شادروان فروهر پایه ی حقوق کارگران را از 33 تومان به 66 تومان افزایش داد اعم از اینکه کارگاه دائر بود یا به دلایل عدیده از کار افتاده !الیت ما باید اعتراف کنند که از مرحله پرت بودند و قواعد بازی در دنیا را نمی دانستندو به امام خمینی آدرس عوضی دادند و هنوز دیر نشده از امام علی عبرت بگیرند و و بیاموزند اخلاض عمل .به قواعدمتعارف جهانی احترام بگذاریم دنیا به هستی ما دین ما ومردم ماعزت می گذارد

ارسال شده توسط: با بک درApril 17, 2005 07:54 PM

آری
مانده تا برف زمین آب شود

ارسال شده توسط: Majid درApril 17, 2005 07:42 PM

بهمن 78 بود كه من جوجه دانشجو شدم مسؤول ويژه نامه انتخابات اصفهان. همان روزها مصاحبه اي هم با علي مزروعي داشتم كه از بس بد اخم بود و بدخلق، گذاشته بودم به عهده ضبط صوت و داشتم توي دلم دعا مي كردم كه راي نياورد!! بعدها كه دو سالي از راي آوردنش گذشت، خوشحال بودم كه دست كم انتخاب شيرزاد و مزروعي، هيچ چيزي كه نداشته، چهاركلمه حرف حساب و نطق آتشين داشته؛ و اين دو سه سال آخر هم آرزو مي كردم كه جايي گيرشان بياورم و ناسزايي بگويم كه كفرم را در آورده بودند!
امروز اما نه كاري به ظاهر علي مزروعي دارم و نه كاري با لبخند شيرزاد... مي دانم كه كارهايي از دستشان برآمده و كرده اند؛ كارهايي هم برنيامده و نكرده اند؛ اما در يك چيز اطمينان دارم و بارها، در تريبونهاي مختلف گفته ام: گله اي از هيچ اصلاح طلبي ندارم؛ اين جايي كه استاده ايم، تمامي آن چيزي است كه در نظام مقدس جمهوري اسلامي ممكن است؛ از بابت خيلي چيزها بايد از اصلاح طلبان ممنون بود؛ اما مهمتر از همه نمايش ظرفيت هاي نظام اسلامي است.
پيروز باشيد

ارسال شده توسط: سامان درApril 17, 2005 06:41 PM

مخالفین قسم خورده دمکراسی با دمکراسی خواهان دو آتشه همراه و همصدا وبعضا دسته دوم تندتر اصلاح طلبان را به باد انتقاد گرفته اند از همصدائی این دو گروه متضاد تو خود حدیث مفصل بخوان!!!!! جای علامت تعجب نیست تاریخ این مملکت سرشار از این همراهیهای ناهمگون است .در زمان مشروطه ودوران مصدق وبازرگان فضای جامعه لبریز این اصوات بوده است که نتیجه آن نیازی به بیان ندارد

ارسال شده توسط: hesam درApril 17, 2005 03:39 PM

ارسال نظر






بخاطر بسپار?

(مي‌توانيد نظراتتان را با فرمت HTML ارائه دهيد)