« كليسا، حق حاكميت و اصولگرايان ! | بازگشت به صفحه اول | جنبش عدالتخواه دانشجويي !! »
September 10, 2005
آيا در جمهوري اسلامي ايران كار حزبي ممكن است؟
در نظامهاي سياسي مبتني بر مردمسالاري و تفكيك قواي حاكم، وجود نهادهاي مدني و آزادي مطبوعات اجتناب ناپذير مينمايد. مردمسالاري بدون احزاب و مطبوعات يك شعار پوچ و فاقد محتواست. در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به گونهاي مردمسالاري و تفكيك قواي حاكم بهمراه نهادهاي مدني و آزادي مطبوعات پذيرفته شده است، اما با وجود اين بستر حقوقي و تجربه عملي سالهاي پس از انقلاب اين سئوال جدي را مطرح كرده است كه «آيا در جمهوري اسلامي ايران كار حزبي ممكن است؟»
ظاهرا با توجه به وجود و فعاليت برخي احزاب و گروههاي سياسي در ايران پاسخ مثبت است، اما واقعيت اينكه هرگز نميتوان اينها را مصداق واقعي وجود فعاليت احزاب تلقي كرد چرا كه طرز تفكر غالب و حاكم و رسمي با نظام و كار حزبي مخالف است و از سر ناچاري و اكلميته احزاب موجود را تحمل ميكنند، و البته كاري كرده و ميكنند كه آنها ناكارآمد و فاقد اثر گذاري شوند، و البته همزمان با استفاده از همه امكانات حكومتي خود حزبي تمام عيار ميسازد و ....
براي توجه بيشتر يادآور ميشوم كه اگر كار حزبي بخواهد در نظامي برسميت شناخته شده و پا بگيرد بايد به لوازم و مقتضيات آن گردن نهد، در نظامهاي مردمسالار براي فعاليت احزاب به تامين مالي آنها از طريق بودجه عمومي طبق قانون توجه كافي شده است، ضمن اينكه احزاب با گرفتن حق عضويت از اعضاء كمك مالي طرفداران، فعاليت اقتصادي و ... نيز به تامين منابع مالي براي خود ميپردازند، اما سهم بودجهاي نقش عمدهاي را در فعاليت احزاب اين كشورها دارد.
خوب در ايران وضعيت چگونه است؟ و چقدر احزاب ميتوانند منابع مالي براي فعاليت تامين نمايند؟
بد نيست خاطرهاي را باز گويم. در سال اول مجلس ششم و در هنگامي كه بررسي لايحه بودجه سال 80 در جريان بود، بر پايه چنين برداشتي از فعاليت احزاب، دوستان اصلاح طلب پيشنهادي را در قانون بودجه گنجاندند كه دولت دو ميليارد تومان به احزاب كمك كند. داستان جنجالي كه بر سر اين پيشنهاد در مجلس و راي گيري آن توسط اقليت محافظهكار پيش آمد خود مقالي ديگر را ميطلبد، اما جالب آنكه پس از تصويب، شوراي نگهبان آنرا بدليل مغايرت با شرع و قانون اساسي رد كرد!
جالبتر استدلال اين شورا در رد بود و آن اينكه وقتي اينهمه فقير و محتاج نان در جامعه وجود دارد چگونه ميتوان به احزاب كمك كرد؟ و وقتي گفته شد كه براي فقرا آنهمه بودجه تخصيص داده شده و فقط براي كميته امداد 650 ميليارد تومان در نظر گرفته شده، باز هم جواب همان بود و سرانجام اين پيشنهاد از قانون بودجه حذف شد. يادم نميرود در ديداري كه كميسيون برنامه و بودجه با رهبري داشت باز هم اين موضوع از سوي ايشان مطرح و مورد انتقاد و مخالفت قرار گرفت با اين استدلال كه كمك به محرومين اولويت دارد.
آنهايي كه اقتصاد ميدانند و با اعداد و ارقام بودجه آشنايند بخوبي ميدانند كه رقم 2 ميليارد تومان در بودجه عمومي عددي نيست كه با آن بشود اين استدلالها را كرد، و اين در حالي است كه نهادهايي همچون كميته امداد، صداوسيما، بسيج، برخي نهادهاي ديني و نمايندگيهاي ولي فقيه، كه در مجموع همچون يك حزب سياسي عمل ميكنند ارقام بالايي را در بودجه عمومي به خود اختصاص ميدهند، و طبيعي است كه هيچ حزبي قادر به رقابت با آنها در انتخاباتها نباشد و ... خوب در چنين شرايطي روشن است كه هيچ حزبي نميتواند در ايران پا بگيرد و به رقابت با قدرتمندان حاكم بپردازد.
علاوه بر تامين منابع مالي كه مشكل اصلي فعاليت احزاب در ايران به شمار ميرود، هزينههاي سنگين كار سياسي، عدم روحيه كار جمعي، فرهنگ منفي نسبت به احزاب در افكار عمومي، ... نيز فضاي چنداني را براي كار حزبي باقي نميگذارد و اقتدارگرايان بخوبي از اين فضا استفاده ميكنند.
براستي آنهاييكه در شرايط كنوني ايران كار حزبي ميكنند بايد بسيار پوست كلفت باشند و قدر خود بدانند، و بدانند عليرغم همه مسائل و مشكلات و مصائب توانستهاند فضاي عمومي را بشكافند و به تدريج جاي احزاب را در روزنههاي موجود جامعه باز نمايند. در اوايل دهه هفتاد تفكر غالب اين بود كه نظام مبتني بر «ولايت فقيه» نيازي به «احزاب» ندارد، اما امروز «احزاب» تحمل ميشوند، و يقينا اگر جمهوري اسلامي ايران بخواهد بماند چارهاي جز پذيرش نظام حزبي و مطبوعات آزاد ندارد، مگر اينكه افراد و گروههايي بخواهند براي ماندن خودشان اثري از جمهوري اسلامي نماند.
نوشته شده در September 10, 2005 03:49 PM
نظرات
سلام.
شما همیشه دم از این می زنید که حکومت مخالف را بر نمی تابد ولی بد نیست به خودتون هم یک سری بزنید.
مزروعی :با اینکه منظور شما را در نیافتم اماانراتاییدکردم تابدانید انگونه کشما فکر می کنید نیست.
ارسال شده توسط: حسین درSeptember 14, 2005 01:07 PM
نکته جالبی را مطرح کردید.
از این شیوه برخورد (یعنی داد سخن دادن در مورد مردمسالاری و لزوم وجود احزاب و در عین حال مخالفت ناخودآگاه و خودآگاه با آن) نمونههای دیگری هم وجود دارد. مثلا تکلیف با جهانگردی هنوز روشن نیست. هر روز در این مورد شعار میدهند و در مورد خوبی آن قلم فرسایی میکنند ولی عملا سیستم فکری آنها با آن نمیخواند. همینطور است در مورد موسیقی. آن را قبول کردهاند ولی تلاش جدی در راه گسترش آن را بر نمیتابند. گاهی به نعل میزنند و گاهی به میخ. نمونه دیگر خصوصیسازی است و تولید ثروت و ثروتمندشدن عادلانه. موارد دیگری هم هست. کشور تکلیف خود را با این موارد روشن نمیکند و هر لحظه باعث پسروی یا ایست در پیشرفت میشود.
از نگر بنده ما با دو دسته مواجهیم، یکی گروهی که با موارد بالا مخالف هستند و سنگاندازی میکنند و دوم افراد صادقی که اندیشههای ایدئولوژیکشان اجازه پیشرفت به این موارد را نمیدهد، گرچه لزوم و اهمییت آنها را میدانند. از دسته صادق: مثلا مسئولی را در نگر آورید که ذاتا پول را کثیف میداند، دلش با فقراست و فیلمهای صداوسیما را که در آنها معمولا فقرا آدمهای خوب و حقگرا و در مقابل ثروتمندان مفتخور هستند او را به شوق انقلابی میآورد. ولی این فرد در واقع طرفدار خصوصیسازی است، چون منطقا با آن رسیده و تاریخ هم آنرا تایید کرده است. حال فکر نمیکنید علیرغم میل منطقی خود، جایی که باید اقدام کند یا مادهای را به تصویب برساند، نتواند آنطور که باید به خصوصیسازی کمک کند. وی مهر تایید خود را بر خصوصیسازی زده و از آن هم دفاع میکند ولی وقتی که کار به پیچیدگیهای قانونگذاری میرسد، جلو آن موانع نسبتا پنهان ایجاد میکند. علت این است که تکلیف ایدئولوژی کشور مشخص نیست.
یا مسئول صادق دیگری را در نظر آورید که در هر باری که موسیقی میشنود، به فلان ریتم چند ثانیهای از آن شک میکند، یا اصلا هنوز حتی برخی از موسیقیهای صداوسیما را هم مناسب نمیداند، گرچه به آنها گوش میکند. حال چطور از وی میخواهیم که به رشد موسیقی در کشور کمک کند. تکلیف این فرد هنوز روشن نیست!!
جمهوری اسلامی تکلیف خود را با برخی چیزها روشن نکرده است و در عین حال ادعا میشود که در پی الگوسازی است ولی هنوز در بسیاری موارد جایگزینهایی هم ارائه نداده است. به همین دلیل سردرگم است.
ارسال شده توسط: Saâdat درSeptember 13, 2005 04:17 AM
سلام
مطلبتان بسيار جامع و كامل و در عين حال هشدار دهنده بود.احساس ميكنم احزاب بايد به فكر منابع غير دولتي باشند.ببينند كه احزاب در ساير كشورها منابع ماليشان را از كجا تامين ميكنند.چطور براي تخريب يك كانديد مي توان از هزينه ي بيت المال استفاده كرد ولي براي كمك به احزاب نمي شود از بودجه ي فقرا كم كرد؟متاسفانه مشكل مالي احزاب را در انتخابات اخير رياست جمهوري بهخوبي ميشد احساس كرد.متاسفانه ستادهاي دكتر معين در شهرستانها از بيشترين كمبود رنج مي بردند.در صورتي كه هزينه ي بعضي كانديداها را تا بيش از سي ميليار برآورد مي كردند.
به هر صورت باز هم از مقاله تان تشكر ميكنم.در ضمن روزنامه تان چه شد آقاي مزروعي؟مجوز گرفتيد؟
پايدار باشيد
ارسال شده توسط: فرياد درSeptember 12, 2005 12:19 PM

