« جنبش عدالتخواه دانشجويي !! | بازگشت به صفحه اول | خزانه پر و دولت جديد ! »
October 04, 2005
اسلام و صلح
اخيرا آقاي «علي مطهري» مطلبي ذيل عنوان فوق در روزنامه بشدت اسلامي و صلح دوست «كيهان»! انتشار دادهاند كه جاي بسي تامل دارد. نميدانم چگونه و چقدر ميشود ايشان را از ميراث و اعتبار پدرش استاد شهيد آيتالله مطهري جدا كرد، اما از مجموعه مواضع فكري و سياسي و عملي ايشان طي سالهاي اخير اينرا در مييابم كه با بخش قابل توجهي از مواضع فكري و سياسي آن انديشمند گرانمايه فاصله دارد، و از اين رو بايد شخصيت جداگانهاي براي او در نظر گرفت هرچند در عرصه عمومي تا حدودي اين جداسازي دشوار است و بهرحال هم نام و فرزند بودن «مطهري» نوعي روايي و تاثيرگذاري او را افزايش ميدهد و به ناروا او را ادامه انديشه و نظريهپردازي القا مينمايد كه حتما ايشان خود بدين نكته آشنايند و راههاي پرهيز از آن را نيز ميدانند.
نكته جالب براي من و آنچه انگيزهام براي نوشتن اين مطلب است اينكه چرا ايشان در اين مقاله همه موضوع را متوجه جهان خارج و بحث تروريسم كرده است؟ ايشان كه بحمدالله همواره در مقاطع حساس سياسي در داخل وظيفه خود دانستهاند با نوشتن نامه و مقاله به دفاع از اسلام – البته با قرائت اصولگرايانه – و نقد اصلاحطلبان برخيزند چگونه در مورد مصاديق مورد اشاره در مقالهشان كوچكترين اشارهاي به مسائل و رخدادهاي داخلي نكردهاند؟ از ايشان كه عدالت را پايه صلح ميدانند و به حق آوردهاند:« بايد خود را در جاي آن مظلوم قرار داد و با خود انديشيد كه اگر من جاي او بودم چه ميكردم.» يا «عدالت تنها عاملي است كه همه ملتها را راضي نگاه ميدارد، زيرا عدالت يعني حق هر طالب حقي به او داده شود و هر چيزي در جاي خود قرار گيرد. همان طور كه بيعدالتي در يك جامعه انساني باعث بر هم خوردن تعادل رواني افراد ميشود و ايجاد عقدههاي رواني ميكند و گاهي باعث خيانتها ميشود، ...»
ميپرسم كه چرا تاكنون خود را در جاي مظلوم در داخل قرار ندادهايد تا با خود بيانديشيد كه اگر من جاي او بودم چه ميكردم؟ و اگر اين چنين ميكرديد شايد بطور يكسان در مورد ظلمهاي داخلي و خارجي و آنها كه انسانها را بسوي خود نه خدا ميخوانند، نظر و داوري ميكرديد، و قطعا در اينصورت مقالهتان را در «كيهان» كه مظهر بيعدالتي و توجيهگر ظلم است منتشر نميكرديد.
برادر گرامي ظلم و استبداد و بيعدالتي و تجاوز و ... در هر لباس و شكل و جايي باشد محكوم و مطرود است، نميشود كه استبداد بينالمللي و برخوردهاي دوگانه و ... ديگران را مرتب در بوق و محكوم كرد اما از شيوههاي استبدادي و رفتارهاي ظالمانه و چند گانه و ... در داخل چشم پوشيد.
يقينا اسلام دين صلح و مدارا و مهرورزي و عدالت و ... است اما اينها در درجه اول بايد متوجه خود مسلمانان و حكومتگرانشان باشد. ظاهرا اين شيوه مالوف بسياري شده است تا به مسائل و مفاهيم در سطح بينالمللي بپردازند و در مورد همان مسائل و مفاهيم در داخل سخني نگويند تا دچار دردسر نشوند.
چرا شما كه اين چنين به حق از سر پيوند اسلام با صلح و عدالت دفاع ميكنيد در سالهاي اخير نسبت به اينهمه ظلمي كه به برخي بندگان خدا از سوي دستگاه قضايي و حكومت شده، ساكنيد؟ و آيا رفتاري كه با امثال آقاي گنجي شده و ميشود مصداق صلح دوستي و عدالت خواهي است؟ و آيا ...
نوشته شده در October 4, 2005 09:11 AM
نظرات
آقاي مزروعي سلام
چرا براي گنجي كاري نمي كنيد.
اگر جوابي داريد لطفآ ايميل بزنيد . وگرنه ....
ارسال شده توسط: ابراهيم مرادي آريان درDecember 22, 2005 04:02 PM

