پیام انتخابات شوراها
چندی پیش که ا نتخابات مجالس آمریکابرگزار وحزب حاکم جمهوریخواه درهر دومجلس اکثریت خود را از دست داد وشکست خورد همه مسئولان عا لیرتبه جمهوری اسلامی ایران مقا مات آمریکایی ودر راس آنها بوش ریئس جمهور آمریکا را به درس آموزی از نتایج این انتخابات دعوت کردند که در مطلبی ذیل عنوان" ا نتخابات آمریکا" به این موضوع پرداختم. طبیعی است آنها که دیگران را به درس آموزی از نتایج انتخابات دعوت می کنند خود بیشتر از دیگران سزاوار عمل به این توصیه ها هستند وامید می رود که از نتایج انتخابات شوراها درایران عبرت بگیرند. دولت بوش در واکنش به نتایج انتخابات آمریکا خیلی خوب واکنش نشان داد ودونفر از سیاستمداران پر نفوذ نومحافظه کار را که در معرض بیشترین انتقادات حزب دمکرات بودند مرخص کرد( رامسفلد وزیر دفاع وجان بولتن سفیر آمریکا در سازمان ملل)، ودر عین حال تلاش نمود که ازطریق رایزنی با رهبران حزب پیروز سیاستهای جدیدی را در عرصه خارجی وداخلی پی ریزد که مورد نظر اکثریت پیروز هم باشد وراز ورمز دمکراسی در همین همراهی وهمگامی با خواست اکثریت مردم است .علت ثبات وپایداری وبقای نظامهای مردم سالار نیزپایبندی تام وتمام به همین سازوکاراست ومزیت مردمسالاری بر دیگر نظامهای حکومتی هم در همین نکته است. ا نتخابات اخیر در ایران با همه حرفها وحد یث هایش وبه ویژه پس از سه انتخاباتی که به هر صورت اقتدارگرایان در آن دست بالا را داشتند پیامهای روشنی دارد که امیدوارم جناح اقتدارگرای حاکم ونیروهای سیاسی آنرا به خوبی در یابند ودر اصلاح امور از آن استفاده برند. در این نوشته تلاش می کنم " پیام ا نتخابات شوراها" را تا حدی که من می فهمم ارائه کنم. برای این مقصود در ابتدا بخشی از تحلیلی را که در رابطه با ا نتخابات ریاست جمهوری سال گذشته نوشتم مرور می کنیم:
" در نظامهاي مردمسالار «انتخابات» همچون «آيينه» يا «ميزان الحراره» جامعه عمل كرده و برخي مواقع «زلزله» بپا ميكند. در ايران که نظامي شبه مردمسالار وجود دارد و فرصت «انتخابات» تا حدودي ميتواند بازتاب دهنده واقعيتهاي دروني جامعه و خواستها و مطالبا ت مردم باشد نیز این قاعده برقراراست.
در اولين گام تحليل ميخواهيم سهم راي سه جناح محافظهكار(اصولگرايان طرفدار وضع موجود و نظام)، اصلاحطلبان (طرفداران گذر از وضع موجود و اصلاح نظام) و تحريميان (طرفداران گذر از وضع موجود و نظام) را اندازه بگيريم چرا كه هر سه جريان در عرصه انتخاباتي (اگر چه نابرابر) فعال بودهاند و نتايج حاصله تا حدودي ميتواند سهم هر جريان را مشخص كند.
نتيجه انتخابات ریاست جمهوری حاكي از مشاركت 7/62 درصدي مردم در انتخابات است. بالاترين درصد مشاركت مردم در انتخابات رياست جمهوري حدود 80 درصد در دوم خرداد 76 بوده است. به عبارتي نزديك به 20 درصد شهروندان ايراني بهردليلي در انتخاباتها شركت نميكنند و عدم حضور ثابت و پايدار آنها را نميشود به حساب تحريميان گذاشت، اما عدم شركت 3/17 درصدي شهروندان در انتخابات اخير نسبت به دوم خرداد 76 را ميتوان به عنوان سهم تحريميان در نظر گرفت و اگر سهم 1/5 درصدي آراي باطله را نيز به آن اضافه كنيم آنگاه ميتوان گفت اين ميزان از مردم (4/22 درصد) خواهان دگرگوني نظاماند. در برابر اگر مجموع راي داده شده به نامزدهاي اصلاحطلب (آقايان معين، كروبي و مهرعليزاده) را محاسبه كنيم 2/22 درصد ميشود و نامزدهاي محافظهكار(آقايان احمدينژاد و لاريجاني) نيز 9/15 درصد را به خود اختصاص دادهاند، در اين ميان اگر با نوعي تسامح و غمض عين آراي آقايان هاشمي و قاليباف را به سبد اين دو اضافه كنيم سهم اصلاحطلبان 4/35 درصد و محافظهكاران 6/24 درصد ميشود. با اين حساب ميتوان نتايج زير را گرفت:
1- هنوز هم سهم جناح خواستاران اصلاحات در درون نظام (4/35 درصد) از دو جناح محافظهكار (6/24درصد) و تحريميان (4/22 درصد) بيشتر است و اين نشان از پايداري اكثريت مردم در خواست اصلاحيشان دارد.
2- سهم جمعيت خواهان تحول (اصلاح طلبان و تحريميان) به 7/52 درصد(اكثريت مطلق جامعه) ميرسد و اين به معناي آن است كه نظام بايد به اصلاحات تن در دهد تا بر ثقل جمعيت اصلاحطلبان درون نظام بيفزايد وگرنه روند تحولات به نفع تحريميان و گذر از نظام جريان مييابد.
3- افرادي كه خواهان تثبيت وضع موجودند در بهترين شرايط سهمی 6/24 درصدي از جمعيت راي دهنده را بخود اختصاص دادهاند و اين در حالي است كه بيشترين سهم را در نهادهاي حاكميتي و انتصابي نظام بعهده دارند و به واقع حاكميت اقليت بر اكثريت را شكل دادهاند و يقينا" چنين وضعيتي قابل دوام نيست و بقاي جمهوري اسلامي ايران را به نفع تحريميان رقم خواهد زد. جالب آنكه سهم محافظهكاران تقریبا با تحريميان برابري ميكند و اين حكايت از خطر قطبي شدن جامعه ميدهد.
4- خلاصه آنكه در انتخابات اخير از مجموع راي دهندگان، 6/24 درصد به نظام، 4/35 درصد به اصلاح نظام و 4/22 درصد به گذر از نظام گرايش نشان دادهاند كه البته ميتوان براي همه افراد و فعالان سياسي، گروهها و احزاب، به ويژه مسئولان اداره كشور عبرت آموز و راهگشا باشد بشرطي كه چشمها، گوشها و فضاي ذهني و فكري خود را بسوي جامعه و مردم باز كنند. "
اکنون پس از گذشت 15 ماه از روی کار آمدن دولت اقتدارگرای احمدی نژاد با برگزاری انتخابات شوراها گرایش مردم نسبت به تحولات حادث وجناحها وگروههای سیاسی فعال در عر صه سیاسی ایران بار دیگرمحک خورد. براساس برآوردهای اولیه میزان مشارکت مردم در انتخابات شوراها حدود 29میلیون نفر بوده است که نسبت به واجدین شرایط رای دادن حدود59 درصد می شود. این رقم میزان مشارکت در مقایسه با انتخابات ریاست جمهوری کاهش اندکی را نشان می دهد که بدلیل انگیزه مشارکت بیشتر مردم برای شرکت در انتخابات شوراها قابل تامل می نماید اما به لحاظا آرایش نیروهای سیاسی تغییر چندانی را در سهم کلی جناحها وگروههای سیاسی فعال از گرایش مردم در جامعه ایران نسبت بدانها نمی توان یافت هر چند به لحاظ نوع عمل جناحها وگروهها در مرزبندی وائتلاف شفافیت بیشتری را در تعلق خاطر افراد جامعه نسبت به فهرست نامزدهای اعلامی وهمچنین جایگاه تعلق گرفته به آنها در شوراها می توان دید. بر این پایه:
1 - حدود 40 در صد مردم در انتخابات شرکت نکردند که عدم شرکت 20 درصد آنها را باید به حساب معمول وروال جاری درانتخابات گذشته گذاشت اما 20 در صد بقیه به افرادی تعلق دارد که نسبت به دوم خرداد76 انگیزه مشارکت در انتخابات را به هر دلیل از دست داده اند وهمچون انتخابات ریاست جمهوری سال قبل در این انتخابات هم مشارکت نکردندو اصلاح طلبان هم قادر به متقاعد کردن وجلب آرای آنان به نفع خود نشدند.هرچند در این انتخابات همانند سه ا نتخابات قبلی شوراها،مجلس وریاست جمهوری گفتمان تحریم انتخابات چندان مطرح نشد وجریانی پر رنگ نبود اما به لحاظ رفتار انتخاباتی ما شاهد تغییر رفتار چندانی در میان طرفداران این نظر نبوده ایم واین موضوع باید مورد توجه وتحلیل بویژه توسط اصلاح طلبان قرارگیرد.
2 – جناح اقتدارگرا که در این انتخابات بدلیل درقدرت بودن وغرورو... سه پاره شد وسه فهرست داد درنهایت توانسته است در بهترین برآورد 30 در صد کرسی های شوراها را بدست آورد اما نکته مهم آنکه فهرست متعلق به یاران احمدی نژاد(با عنوان رایحه خوش خدمت) حداکثر 10 درصد کرسی های شوراها را در سراسر کشور بدست آورد ودر واقع شکست فاحشی را طرفداران خلص احمدی نژاد متحمل شدند واینگونه اکثریت جامعه عدم موافقت وهمراهی خود را با سیاستهای متخذه دولت نهم ظرف 15 گذشته به بهترین وجه اعلام داشتند. در مقابل جریان راست سنتی( قالیباف وموتلفه در قالب ائتلاف بزرگ اصولگرایان وپیروان خط امام ورهبری) توانستند 20 در صد کرسی هارا در شوراها بدست آورند واثبات کنند که از یک عقبه ا جتماعی نسبتا ثابت ومطمئن برخوردارند وهمچنان می توانند به عنوان یک جریان سیاسی پایدارومعتدل در نظام سیاسی مستقرعمل نمایند. در مجموع می توان گفت هر چند در جناح محافظه کار انشقاق افتاده اما اینان همچنان از یک پایگاه اجتماعی حدود 25درصدی همانند تجربه انتخابات سال قبل برخوردارند وعلیرغم در دست داشتن همه ارکان حکومت وقدرت تغییر چندانی در پایگاه اجتماعی شان بوجود نیامده است.
3 – هرچند اصلاح طلبان در یک رقابت نابرابر به لحاظ امکانات وشرایط با جناح اقتدارگرای حاکم قرار داشتند ونامزدهای اصلی آنها بجزدرتهران در دیگر شهرهای بزرگ با پدیده نامیمون رد صلاحیت مواجه واز عرصه رقابت خارج شدند وبه همین دلیل دربرخی شهرهای بزرگ اصلاح طلبان از دادن فهرست امتناع کردند اما در سایه سیاست ا ئتلافی ومتحد عمل کردن توانستند سهم قابل توجهی از کرسی های شوراها را بدست آورند بگونه ای که همراه با نامزد های پیروز مستقل (عمد تا با گرایش اصلاح طلب) 70 درصد کرسی های شوراها را از آن خود کردند. سهم پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان حدود 36 درصدبرآورد می شود واگرسهم 20 درصدی افرادی که خواهان تحول بیشتراندرا به این رقم اضافه کنیم می توان گفت که اکثریت مطلق شهروندان ایرانی خواهان اصلاح و تحول در شیوه های اداره کشورو حکومت هستند،خواستی که در سال گذشته نیزعلیرغم برآمدن احمدی نژاد از درون صندوقهای رای وجودداشت وفهمیده نشد( همچنانکه در تمام دوران اصلاحات فهمیده نشد!) وتنها در این دوره بدلیل تجربه حاکمیت یکدست و ا تحاداصلاح طلبان در وجه عیان تری به نمایش درآمد. وقطعا اگر اصلاح طلبان بخواهند در آینده از موقعیت وپایگاه اجتماعی خود بنحو بهتری استفاده نمایند باید با انسجام ووحدت بیشتری حرکت کنند تا بتوانند بر نیروی رقیب فائق آیند.
دریک جمع بندی کلی می توان گفت که "پیام انتخابات شوراها" بنحوبارزی واکنش منفی نسبت به سیاستهای تندروانه دولت نهم در عرصه های داخلی وخارجی را توسط اکثریت مردم به نمایش گذاشت واینکه اکثریت جامعه ایرانی با سیاستهای اصلاح طلبانه وحتی معتدل راست سنتی همراه تر است . حال باید منتظر ماند ودید که مسئولان اداره کشور وهمچنین جناهها وگروههای سیاسی هریک چه برداشتی ازنتایج این انتخابات خواهند داشت وچه تغییر رفتاری را در پیش خواهند گرفت وعرصه سیاسی ایران به کدام سمت خواهد رفت.
نظرات
mehrdad :
شما مگر خودتان ازنتایج آرای
مردم عبرت گرفتید؟اگه می گرفتید که حذف نمی شدید.
مزروعی : باسلام وتشکر از توجه شما،اگر یه طور خاص توضیح می دادید منظور از شما بنده هستم یا جمع اصلاح طلبان ،آنگاه بهتر می شددرباره حذف بحث کرد اما جهت اطلاع شما ما را (نمایندگان مجلس ششم عضو فراکسیون مشارکت ) شورای نگهبان حذف کرد نه مردم وآقایان از ترس زای مردم به ما حتی اجازه ندادند در انتخابات شرکت کنیم بنابراین ادعای شما حداقل در باره ما نادرست است .ضمن اینکه عبرت گرفتن از نتایج انتخابات الزاما به معنای ماندن نیست ودر عرصه سیاست وقدرت متغیرهای بسیاری عمل می کنند که قابل محاسبه وپیش بینی نیست واینرا بخوبی می توان تجربه اش را در کشورهای توسعه یافته ودمکراتیک دید اما هر حکوکت وحکومتگران عاقل وبا تجربه ای در هر کجای عالم باید از نتایج انتخابات درس وعبرت بگیرند.
mehrdad - December 27, 2006 2:08 PM
علی :
جناب مزروعی این اصلاح طلبان که گفتید(کروبی هاشمی مهرعلی و...)چه
چیزی را میخواهند اصلاح کنند. کجا ایراد دارد که نیاز به اصلاح دارد؟
مزروعی : باسلام، شیوه های اداره کشور را چرا که شیوه های تجربه شده جواب نداده است والبته توجه دارید که اصلاح طلبی واصلاحات یک امر نسبی است که بسته به شرایط وامکانات می تواند دچار قبض وبسط شود.
علی - December 29, 2006 3:01 AM
علی :
جناب مزروعی عزیز
به نظر من در جواب دادن محافظه کار شدید(معمولآ آنها که در حکومت هستند محافظه کاری میکنند)نگفتید کجای کار مشکل دارد که شما می خواهید اصلاح کنید؟
مزروعی : با سلام، فرض بنده براین است که امثال شما در جریان مربوط به اصلاحات هستید واز لابلای مباحث درمی یابید که کجای کار مشکل دلرد وباید اصلاح شود در غیر اینصورت بنده قادر به پاسخگویی نیستم برای اینگه اینقدر کار مشکل دار داریم که نگو ونپرس! مثلا همین شیوه انتخابات ونظارت استصوابی که بنظرم انطباقی با قانون اساسی هم ندارد مشکلات فراوانی را برای کشور بوجود آورده وعملا نظام را از محتوای مردمسالاری اش خالی کرده است که باید اصلاح شود یا سیاستهای اقتصادی وخارجی.اگر شما همه مطالب بنده ودیگر اصلاح طلبان را مطالعه کنید جوابتان را در می یابید وفکر نمی کنم در این باره ما محافظه کاری داشته باشیم.
علی - December 30, 2006 12:36 PM
رضا :
آنقدر مطلب , تحلیل و جوابهایتان به نقدها دور از واقعیت, ناشیانه و متکبرانه بود که خود اینها جای ایراد و اشکال و نقد را پر میکند
مزروعی : باسلام وتشکرازتوجه شما، من نمی دانم شما با چه متری وشاخصی واقعیت وتکبر را اندازه می گیرید که به این چنین نتیجه ای .در مورد مطالب وتحلیهاوجوابهای بنده رسیده اید وای کاش شما بجای این کلی گویی لااقل به شرح همین متر ومعیارتان در انطباق با مطالب بنده می پرداختید تا من متوجه ایراد واشکالات خود می شدم وگرنه اینگونه نظردادن شما هیچ کمکی به اصلاح بنده نمی کند وطبعا کمکی هم به تبادل نظر بین من وشما نمی کند.در عین حال اگر فرض کنیم همه مدعای شما درست باشد من چه نتیجه ای باید از آن بگیرم؟ خوب من به عنوان یک انسان وشهروند دارای نظراتی هستم که عرضه میدارم ومی تواند درست یا غلط باشد این چه اشکالی دارد؟ همچنانکه شما هم این حق را دارید تا نظرتان را ولواینکه نادرست باشد عرضه کنید ودر عرصه عمومی آنهائیکه این نظرات را مطالعه می کنند خود به نتیجه می رسند ولازم نیست که هریک ازما در مقام قضاوت وداوری برای دیگران بنشینیم وحکم صادر کنیم.
رضا - January 13, 2007 12:33 PM