با بودجه چه بايد كرد؟
طبق آمار رسمي درآمد ايران از صادرات نفت و گاز در 26 سال پس از انقلاب (سالهاي 58 الي 83) برابر با 823ر447 ميليون دلار بوده است، در حالي كه درآمد حاصل از همين رقم در دو سال 84 و 85 به بيش از 100 ميليارد دلار بالغ ميشود. به عبارت روشن دولتهاي پس از انقلاب طي 26 سال 5/4 برابر دولت فعلي در دو سال اخير منابع براي تامين هزينههاي جاري و عمراني كشور در اختيار داشتهاند (با ناديده گرفتن درآمد مالياتي و ساير درآمدها) . سوال مهمي كه در آستانهء ارايه و تصويب لايحهء بودجهء سال 86 در عرصهء عمومي و در رابطه با عملكرد دولت نهم و مجلس هفتم قابل طرح است اينكه در مقابل هزينهء اين رقم چشمگير و حيرتانگيز چه دستاوردهايي نصيب اقتصاد كشور و مردم شده است؟ و چند گام جمهوري اسلامي ايران در مسير توسعهء اقتصادي و تحقق سند چشمانداز 20 ساله به پيش رفته است؟ و ...از آنجا كه آقاي احمدينژاد رييس دولت نهم به گونهاي مستقيم عملكرد اقتصادي كشور در 26 سال 58 الي 83 را مورد انتقاد قرار داده و اعلام كردهاند كه سازمان مديريت و برنامهريزي در همهء اين سالها كشور را به بيراهه برده است و به همين دليل قصد دارند به اصلاح و سازماندهي اين نهاد بپردازند به طور مشخص بايد معلوم دارند كه هزينهء حداقل يكصد ميليارد دلار در دو سال اخير و در ذيل دولت ايشان در مقايسه با دولتهاي قبلي چه تحولي در اقتصاد كشور ايجاد كرده است؟ و چه چشماندازي را بر روي توسعه و پيشرفت و تحقق عدالت اجتماعي باز كرده است؟ و ...
از بحثهاي پيرامون لايحهء بودجهء سال آينده چنين برميآيند كه در سال آتي نيز حداقل هزينهاي معادل 50 ميليارد دلار از درآمد نفت پيشبيني ميشود. اين به معناي آن است كه در عرض سه سال حداقل 150 ميليارد دلار از درآمد نفت هزينه خواهد شد و اين در حالي است كه در دوران هشت ساله دولت خاتمي جمعاً 700ر173 ميليون دلار از درآمد نفت هزينه شده است. در برابر هزينه به طور متوسط 50 ميليارد دلار در دو سال 84 و 85 نرخ رشد متوسط سالانهء اقتصادي 1/5 درصد برآورد ميشود در حالي كه در برابر هزينهء سالانه به طور متوسط 7/21 ميليارد دلار در سالهاي 76 الي 83 نرخ رشد متوسط سالانهء اقتصادي 5/4 درصد حاصل شده است ،و البته اين مقايسه را در رابطه با ديگر شاخصهاي اقتصادي هم ميتوان انجام داد. به نظر نويسنده آنچه در شرايط امروز ايران هشداردهنده است عدم تامل و تدبير و آيندهنگري در استفاده از منابع كمياب كشور به ويژه درآمد نفت است به ويژه آنكه ظاهراً به محصول برآمده از آن نيزازسوی هيچ مقام ونهادي توجه و پرسش نميشود. آيا با توجه به اين موضوع و تجربهء انجام شده وقت آن نرسيده است كه مقامات ونهادهای تصميمگير در هر سطحي و به ويژه در آستانهء تهيهء بودجهء سال 86 به اين سوال انديشه كنند كه «با بودجه چه بايد كرد» ، و آيا نبود در پس امروز، فردايي؟