دستهاي پشت پرده يا دست نامرئي بازار
نسبت دادن حوادث و رخدادهاي طبيعي و اجتماعي به دستهاي پشت پرده يا عوامل ناشناخته، ديرزماني است اعتبار خود را از دست داده و منسوخ شده است. پيشرفتهاي علمي و فنآوري دريچههايي را روي بشر گشوده است كه تا حد امكان در پس هر حادثه و رخداد به كنكاش پرداخته و علل يا دلايل آن را كشف كند و با تكيه بر دانش بشري از وقوع دوبارهء آن رخداد جلوگيري و يا در صورت اجتنابناپذير بودن خسارتهاي ناشي از آن را به حداقل برساند.در سايهء همين نگرش است كه حتي حوادث طبيعي اجتنابناپذير همچون زلزله امروزه قابل مهار و كنترل شده است و در مورد رخدادهاي اجتماعي به مراتب اين اصل حاكم است.
متاسفانه، در فرهنگ ما ايرانيان نسبتدادن حوادث و وقايع به «دستهاي پشت پرده» وجه غالبي دارد و بيش از شهروندان اين دولتها دولتمردان هستند كه از اين عبارت براي توجيه و تعليل برخي حوادث و رخدادها استفاده ميكنند. تا جايي كه نويسنده به ياد ميآورد در همهء سالهاي گذشته وقتي بحث گراني و تورم، دامنگير اقتصاد كشور ميشده است و سروصداي رسانهها و شهروندان در اينباره بالا ميگرفته، دولتمردان حاكم در مقابل پرسشها و اعتراضها به عبارت «دستهاي پشت پرده» گرانيها و تورم متوسل شده و تلاش ميكردند كه خود را از مسير اعتراضات كنار كشند و البته چون به ريشهها و بنيادهاي اين رخداد به طور علمي و كارشناسي نميپرداختند با گذر زمان حكايت همچنان باقي ميماند و ميماند! نميدانم چرا دولتمردان ما نميخواهند اين قاعدهء عقلايي را كه نتيجهء خلقت الهي است، بپذيرند؟ و آن قاعده اينكه هر فرد يا بنگاه اقتصادي در پي حداكثر سود خود در بازار است. اينكه اين قاعده چقدر با آموزههاي ديني و اخلاقي ميخواند اكنون، محل بحث ما نيست اما اينكه غالب انسانها به صورت عزيزي در پي اجراي اين قاعدهاند و بهبود هرچه بيشتر معيشتي و رفاهي خود را دنبال ميكنند جاي شك و ترديد ندارد و طبعاً آنها كه از قدرت علمي و تحليلي نيز برخوردار باشند از شرايط بازار به نحو بهتري استفاده ميكنند.
مهمترين كشف آداماسميت به عنوان بنيانگذار علم اقتصاد جديد، همين قاعدهء عقلايي بود كه از آن به عنوان «دست نامرئي بازار» نام برد. در واقع، آنچه محرك اقتصادي انسانها و موجب پويايي بازار است همين «دست نامرئي» است كه در نهاد همهء انسانها وجود دارد. اگر دولتها بتوانند در بسترسازيهاي حقوقي و نهادي و سياستگذاري كلان اقتصادي به گونهاي عمل كنند كه اين «دست نامرئي» در جهت مثبت و سرمايهگذاري و توليد به كار آيد قطعاً سر جمع حداكثركردن منافع فردي و بنگاهي به نفع جامعه و رشد بالاي توليد منجر ميشود، اما اگر دولتها ناتوان از انجام اين كار باشند «دست نامرئي» در مسير سوداگري به كار ميافتد كه سرجمعاش به نفع جامعه نبوده و بر شكاف فقر و غني دامن ميزند. به نظر ميرسد كه دولتمردان ما بايد به جاي حوالهدادن گراني و تورم و ... به «دستهاي پشت پرده» به عملكرد خود و مجموعهء دولت نگاهي اندازند و ببينند چقدر دولت در ساختن بسترهاي مناسب حقوقي و نهادي و سياستگذاريهاي كلان درست عمل كرده است و آيا در سايهء سياستهاي داخلي و خارجي اعمال شده توسط دولت نهم به راستي اوضاع اقتصادي و اجتماعي بايد غير از اين ميشد؟ آنهايي كه در پي كشف و معرفي «دستهاي پشت پرده» هستند بايد بدانند كه اين «دست نامرئي بازار» كه در اقتصاد عمل ميكند. مسلماً هيچكس قادر به كشف و معرفي اين دستها نخواهد شد بلكه بايد آن را شناخت و به گونهاي عمل كرد كه در خدمت رشد و توسعهء اقتصادي كشور باشد.
نظرات
مهدي :
سلام آقاي مزروعبي
متاسفانه بدترين دفاعي كه يك دولت مي تواند از خود
بكند اين است كه مشكلات را به دست هاي نامرئي ارتباط بدهد. به ياد داريد زماني را كه وقتي اساتيد اقتصاد در نامه اي سرگشاده وضعيت كنوني و آينده اقتصادي را پيشگويي كردند آقاي احمدي نژاد در جواب سوال خبر نگاري فرمودند يه عده اي فكر ميكننداقتصاد همونيه كه تو كتاب چهار تا غربي نوشته شده
و اين درست مثل اين بود كه ايشان بگويند عده اي فكر ميكنند آناتومي مثلا قلب همونيه كه تو كتاب چند تا غربي نوشته شده آقاي مزروعي
كسي كه علم را قبول نكند ناچار است به منجم اعتماد كند
مهدي - February 10, 2007 11:40 PM
علی :
آقا این ها چه فرماش هایی است که می فرمایید ؟ آقای رئیس جمهور همان اول انتخابشان فرمودند : " بهره ی پولی چیز بدی است و نباید باشد ، تورم چیز بدی است و نباید باشد " ( چیزی در همین مضمون ) حالا شما می فرمایید دست نامرئی بازار و آدام اسمیت و قانون مندی های علم اقتصاد و از این جور حرف ها ؟ در مقابل فرمایش رئیس جمهور محترم قانون مندی های علم اقتصاد و آدام اسمیت و دیوید ریکاردو چه کاره اند ؟
حالا از شوخی گذشته دعوت می کنم از جناب رئیس دولت که به دانش ایمان بیاورند و بدانند که همان روش شناسی که می تواند قانون مندی هایی را کشف کند که به کمک آنها بتوان ساختمان سد ها و پل های عظیم را با دقت میلیمتری طراحی کرد در حوزه ی علوم انسانی و به ویژه در حوزه ی اقتصاد هم کارها کرده است کارستان . اگر می خواهند تورم را دستور مهار شدن صادر کنند ماموریتش را به عهده ی یک کمیته ی تخصصی استادان اقتصاد - دست کم چیزی در مایه ی امثال دکتر طبیبیان - بگذارند و به توصیه های آنان دقیقا عمل کنند .
به آن کمیته ی تخصصی فرضی هم توصیه می کنم برای جناب رئیس جمهور روشن کنند که بدون پیوند با اقتصاد جهانی ،از طریق سازمان تجارت جهانی ،امید مهار تورم نبندند و برایشان روشن کنند که این بدون تشنج زدایی با ا. م. ا. و برقراری روابط دوسنانه و صمیمانه با او ممکن نخواهد بود .
و همان کمیته ی تخصصی برایشان روشن کنند که اگر نرخ تورم را مثلا 17 در صد فرض کنیم و کسی پول خود را در بانکی بگذارد که نرخ بهره اش همین مقدار باشد تازه میزان بهره ی دریافتی این مادرمرده ی سپرده گذار صفر است . حالا اگر بانک چیزی بالا تر از این مقدار به او بدهد می شود بهره که این هزار البته با آنچه در متون مذهبی با نام ربا خواری از آن یاد می شود متفاوت است و از دو مقوله ی مجزا .
امیدوارم کمیته ی تخصصی فرضی همه ی این ها را روشن کند و روشن کند که این نرخ بهره ، که ، تکرا ر می کنم ،ربا هم نیست از ابزار نوین اقتصاد است و به کمک آن می توان سیاست های پولی و مالی را به اجرا درآورد .
علی - February 12, 2007 2:49 AM