تصميمكارشناسي و درست
«نرخ سود بانكي» يكي از متغيرهاي كليدي و تاثيرگذار در جهتدهي اقتصاد يك كشور در عرصهء خرد (بنگاهها و خانوارها) و كلان (دولت) است. در اقتصاد مدرن و صنعتي نقش واسطهگرهاي مالي (بانكها، بورس و ...) در تجميع پساندازهاي مردم و تخصيص آنها به سرمايهگذاريهاي توليدي و صنعتي در ابعاد خرد، متوسط و به ويژه كلان از طريق وامدهي با متغير «نرخ سود» تعريف ميشود و معنا مييابد. شهروندان براي مصرف يا پسانداز درآمدشان به محاسبهء قدرت خريد فعلي و آينده شان ميپردازند و در هر شرايط حفظ قدرت خريد پول و درآمدشان ملاك تصميمگيري براي مصرف و پساندازشان است ،و به همين دليل دو شاخص نرخ «تورم» و «سود بانكي» موردتوجه و راهنماي عمل آنهاست. وامگيرندگان نيز در مصرف وام به اين دو شاخص نگاه كرده و عمل ميكنند ضمن اينكه به نرخ بازدهي سرمايه در بخشهاي گوناگون اقتصادي گوشه چشمي دارند و در صورت ميدان عمل منابع در اختيار را به سوي بخشي هدايت ميكنند كه بيشترين سود و بازدهي را براي آنها به همراه داشته باشد.
برپايهء آنچه آمد دو شاخص «تورم» و «نرخ سود بانكي» رابطهاي تنگاتنگ با يكديگر داشته و شيوه رفتاري شهروندان در دو سويهء سپردهگذاران و وامگيرندگان و همچنين عملكرد واسطهگرهاي مالي (بانكها) در تجميع و تخصيص منابع را تعيين ميكنند، و البته طبيعي است كه بستگي به جايگاه فرد حقوقي يا حقيقي در اين صفبندي موضع آن فرد ميتواند متفاوت باشد. سپردهگذاران طرفدار نرخ سود بيشتر براي سپردهگذاري هستند، وامگيرندگان از نرخ سود كمتر دفاع ميكنند، و بانكها در اين ميدان بايد راهي را بپيمايند كه نقطه بهينهء تامين منافع دوسويه مشتريان خود باشند و مديريت كارآمد نظام بانكي را نيز مقدور سازند. در اين مسير است كه در مباحث اقتصادي از تعيين «نرخ سود بانكي» در تقاطع عرضه و تقاضاي پول ذيل اقتصاد بازار دفاع ميشود و آن را بهترين شاخص براي جهتدهي منابع ميدانند و هر شيوهاي جز آن را باعث اخلال در تخصيص منابع و دامنزدن به ناكارآمدي و هرزروي منابع ميدانند.
در اقتصاد دولتي و نفتي ايران طبعا صحبت از اقتصاد بازار و سازوكارهاي آن معنايي ندارد و سالهاست كه اقتصاد ايران به صورت دستوري و يا نيمه دستوري و متمركز اداره و جهتدهي ميشود، اما با تكيه بر تجربيات حادث و نتايج بهدست آمده به تدريج قدمهايي به سوي بهسازي ادارهء اقتصاد ايران و رفتن به سوي اقتصاد بازار برداشته شده است كه يكي از علايم بارز آن تغيير و تعيين نرخ سود بانكي» در رابطه با واقعيت اقتصاد ايران و به ويژه در نزديكي با «نرخ تورم» و همچنين اجازهء تاسيس و فعاليتبانكهاي خصوصي در قالب اقتصاد بازار است. بررسي عملكرد بانكهاي دولتي و خصوصي در اين دوره و مقايسه با دورهء گذشته به خوبي نشاندهندهء نرخ رشد پسانداز و سرمايهگذاري در جامعهء ماست، امري كه به شدت مورد نياز اقتصاد كشور است، و ادامهء اين روند منافع عاجل و آتي همهء شهروندان را تامين كرده و پايداري و كارآمدي دولت را دامن ميزند.
متاسفانه در برابر اين تغيير و رخداد مثبت، که به ويژه در دوران دولت خاتمي جرياني شكل گرفت ، برخی علمای دینی «نرخ سود بانكي» مورد عمل در بانكها ذيل قانون عمليات بانكي بدون ربا را«ربا» اعلام وضمن مخالفت با عملكرد نظام بانكي، فضاي رواني و فكري در جامعه بخصوص برای متدینین را مغشوش ومشوه ميكردند و همپوشاني اين جريان فكري با گرايشات و مناقشات جناحي و سياسي به سمتي پيش رفت كه كاهش «نرخ سود بانكي» به يك شعار سياسي تبديل شد و با روي كارآمدن طرفداران اين شعار در دولت نهم و مجلس هفتم به طور طبيعي و در پاسخگويي به طرح آن شعار اقدامات حقوقي و قانوني براي تحقق آن برداشته شد و شاهد بوديم كه در سال گذشته به گونهاي دستوري نسبت به تعيين اين نرخ اقدام شد و ظاهراً هنوز اصرار بر ادامهء تعيين دستوري اين نرخ از سوي این دولت و مجلس وجود دارد. هرچند راقم اين سطور دسترسي كاملي به گزارش عملكرد نظام بانكي در سال گذشته ندارد اما از گزارشهاي منتشره توسط بانك مركزي و بانكها به راحتي ميتوان دريافت كه كاهش «نرخ سود بانكي» در سال گذشته فشارهاي بسيار سنگيني را متوجه بانكها كرده و حتي برخي از آنها را به سوي ورشكستگي به پيش برده است كه افزايش قابل توجه رقم معوقهء پرداخت وامهاي بانكي نسبت به سال قبل يكي از علايم بارز اين وضعيت است. برپايهء همين وضعيت و با وجود باور اعضاي شوراي پول و اعتبار (مرجع قانوني تعيينكننده نرخ سود بانكي) به شعار كاهش «نرخ سود بانكي» يكي از اعضاي اين شورا به صراحت اعلام كرد:«براساس مصوبهء ديروز شورايعالي پول و اعتبار، نرخ سود بانكي در سال 86 تغيير نكرد و همان 14درصد سال 85 باقي ماند.»(روزنامه سرمایه یکشنبه 2اردیبهشت ص 1). وي در توضيح و توجيه علت اين تصميمگيري اضافه ميكند:«در جلسهء شوراي پول و اعتبار، سياستهاي پولي و اعتباري سال 86 بررسي شد و در نهايت اين شورا مصوب كرد كه نرخهاي سود بانكي در سال 86 بدون تغيير نسبت به سال85 باقي بماند و همان نرخهاي سال 85 ملاك عمل باشد.» با اين توضيح ميتوان دريافت كه آنچه اعضاي اين شورا را به چنين تصميمي رسانده است«تصميم كارشناسي و درست» برپايهء گزارشات و اطلاعات در دسترس آنان بوده است و به نظر ميرسد هر تصميم ديگري غيركارشناسي و نادرست خواهد بود حتي اگر به انگيزههاي خيرخواهانه گرفته شود و طبعاً آثار و پيامدهاي زيانبارش متوجه تصميمگيران خواهد بود.
نظرات
:
مهندس جان سلام
می خواستم نظر شمارا در مورد اعضاء دو حزبی در مشارکت بدانم. ایا با این موضوع موافقید یا مخالف؟
مزروعی : باسلام، با توجه به اینکه در جامعه ونظام سیاسی ایران تقریبا کمترین جایی را می توان پیدا کرد که جایگاه دارانش در جای خود نشسته باشند این سئوال شما در مورد افرادی که در دوحزب فعالیت می کنند کمی عجیب می نماید چون کار حزبی در ایران کاری پر هزینه وداوطلبانه است واگر افرادی پیدا می شوندکه حاضرند برای کار حزبی اینقدر وقت بگذارند باید از آنها تقدیر وتشکر کرد اما از نظر من افرادرده بالای هر حزب باید تمام وقت در اختیار همان حزب باشند وهمزمان در دوحزب فعالیت نداشته باشند.
Anonymous - May 2, 2007 9:24 PM
بیدار :
آقای مزروعی حتی جسارت وشهامت ندارد نظرات مخالفین سیاسی را تحمل و درج کند، بدین ترتیب معلوم میشود که حاکمیت آخوندها از آزادی وحشت داشته و فقط در تاریکی (خفقان و اختناق)به حیات حاکمیت خود ادامه داده و از روشنائی و بحثهای افشاگرانه در انظار عمومی وحشت دارند. این بدان معنیست که حاکمیت در ایران مشروعتی نداشته و با زور سرنیزه دوام دارد.
مزروعی : باسلام،برادرعزیز وشجاع وناشناس! چرا من باید نظرات مخالفین را درج کنم؟ آیا مخالفین امکان درج نظرات ودیدگاهشان را همانند من در اینترنت ندارند ومن جلوی آنها را گرفته ام؟ من نمی دانم شما چه تلقی وبرداشتی از آزادی دارید اما آزادی به این معناست که همه حق انتشار نظر ودیگاهشان را داشته باشندکه در اینتر نت این حق برای همه وجوددارد(با اسم ورسم حقیقی یا مستعار) اما این انتظار که وب سایت بنده هم محل انتشار نظرات دیگران شود وبگونه ای من مسئولیت حرفها ونظرات دیگرانی را که نمی شناسم بپذیرم و انتظار بجایی با تکیه بر معیار های دمکراتیک نیست ومن این حق را دارم که در انتشار نظرات انتخاب کنم وتا آنجئیکه که فکر می کنم نظرات عاری از توهین وتهمت و...است وبه فضای گفتگو وتضار آراء دامن می زند انتشار می دهم اما در غیر اینصورت متاسفم.ضمن اینکه این نظر دهنده معلوم نکرده اند من کدام نظر ایشان را تحمل ودرج نکرده ام تا بطورخاص پاسخگو باشم.والبته من فکر نمی کنم به این آسانی که این نظر دهنده آورده اند بشود گفت نظام جمهوری اسلامی ایران مشروعیت نداشته وفقط یه زوز سرنیزه دوام آورده است.
بیدار - May 4, 2007 3:31 PM
پسری از تهران :
سلام.
واقعا دیگه تحملش دشوار شده. همین طوری هم چندرغاز تومانی که بانک می گذاریم بدلیل تورم 30 درصدی ارزشش هر سال کمتر می شود. حالا آقایان هوس کرده اند همین سود اندک را هم کمتر کنند. من بدبخت که پول ندارم سرمایه گذاری کنم چکار کنم؟
در مورد دین دولتی هم عرض کنم که من یکی مدیون آقایان هستم. این حکومت جهنم را در این دنیا بازسازی کرده و من به شخصه دست کم به وجود معاد و دوزخ ایمان آورده ام.
پسری از تهران - May 4, 2007 5:56 PM
حامد :
با سلام
و تشكر از اينكه قبلا سوال مرا پاسخ داده ايد از وقتي كه مي گذاريد ممنونم.
اما سوال ديگري در مورد لزوم انقلاب سال 57 داشتم و ممنون مي شوم اگر پاسخ بدين: بنظر شما با توجه به موارد مختلف در ايران امروز آيا با وقوع انقلاب پيشرفتي رخ داده؟ چند مورد رو براي نمونه مي گم:1- از نظر اقتصادي مسلما وضعيت عموم مردم در زمان محمدرضا شاه بهتر بود و از مقدار (خدا رحمتش كنه) كه در بين مردم تكرار ميشه مي تونيم پي به اين موضوع ببريم. 2- از نظر اعتقاد مردم به دين و مذهب، به كرات شنيدم حتي آدم هايي كه مذهبي هم نبودن در اون زمان به احترام محرم و ماه رمضان و يا حتي احترام ملاها يكسري موارد را رعايت مي كردن، اما متاسفانه امروزه حتي شاهد توهين به ائمه در بين بعضيها هستيم كه چنين چيزي قبل از انقلاب اصلا وجود نداشت .3- فرهنگي:فساد و مشكلات اخلاقي و اينكه جوانان ما آنقدر با چشم ناپاك بدنبال خانمها هستن و يا تعداد وقوع ربودن و تجاوز به آنها. 4- سياسي: تنها مقايسه ارتباط كشور با ساير كشورها كافيست. لطفا براي دليل سراغ روسيه و بوركينافاسو و .. نرويد كه آنها هر كدام از ظن خود يار ما شده اند.5- ميشه بفرماييد ديگه چه چيزي باقي مي مونه كه نگفته ام.
ممنون ميشم اگر موارد مثبتي هست با در نظر گرفتن وجدان خودتون بيان بفرماييد.
موفق باشيد
مزروعی : باسلام، نمی دانم چقدر بحث دراین باره می تواند مفید باشد چون انقلاب رخدادی متعلق به گذشته است واین بحث ما هیچ تاثیری در انجام وغیر آن نداردونگاه ما باید به حال وآینده باشد که درآن قرار داریم.اما به نظر من اگر رژیم گذشته کارش را درست انجام می داد وکارآمد بود دلیلی برای اعتراض وانقلاب مردم وجود نمی داشت واکثریت قاطع مردم ایران در آن دوران به این نتیجه نمی رسدند که انقلاب کنند وقطعا رخداد انقلاب ناشی از عملکرد غلط وناکارآمد آن رژیم در پاسخگویی به خواستها ومطالبات مردم بود.درباره پاسخ به سئوالات شما نیز اول باید معلوم گردد با چه متر وشاخصی می خواهیم اینهارا اندازه گیری ومقایسه انجام دهیم چون تا روی این معیار توافق نشود همه داوری ها ذهنی وشخصی بوده وفاقد ارزش علمی وکارشناسی است از اینرو درمورد میزان دینداری مردم یا فساد وغیره من نمی توانم پاسخگوی سئوال شما باشم چرا که دسترسی به آمار یا تحقیق دقیقی ومورد استنادی در این زمینه ندارم ولی به لحاظ برداشت شخصی قطعا رعایت ظواهر دینی در همه عرصه های حکومتی واجتماعی قابل مقایسه با دوران رژیم گذشته نیست. سیاست آن رژیم مبتنی بر اسلام زدایی بود وسیاست این رزیم مبتنی براسلامی کردن جامعه است وتفاوت این دوسیاست از زمین تا آسمان است.درمورد مسائل با تکیه بر اعداد وارقام اقتصادی واجتماعی( سطح پوشش تحصیلی ،بهداشتی ،ارتباطات ،راهها،برق، شهرنشینی ،...) وضعیت عمومی ورفاه همگانی بهتر شده است اما قطعا این متناسب با اهداف انقلاب ومطالبات مردم وهمگام با قافله توسعه جهانی و حتی برخی کشورهای همسایه ما نبوده است ومستند من گزارشهای اقتصادی داخلی وجهانی است .درعین حال فراموش نشود که شعار اصلی مردم ایران در هنگام انقلاب آستقلال ،آزادی ،جمهوری اسلامی بود و دریک ارزیابی منصفانه باید تحقق این شعارها را مورد بررسی قرارداد ویکی از دلایل اصلی انقلاب وابسته بودن رژیم شاه به خارج(آمریکا) بودو...به نظرم اگر ما می خواهیم از گذشته بیاموزیم وعبرت بگیریم باید گذشته را همانگونه که بوده است بشناسیم وشناختمان هم نسبت به اوضاع واحوال امروز واقعبینانه (نقاط قوت وضعف را با هم ببینیم) باشد تا بتوانیم با چشمانی باز برای ساختن آینده عمل کنیم.همانگونه که امروز شما نسبت به انقلابی که قاطبه مردم ایران در آن شرکت داشتند شک وتردیدو...دارید ازکجا معلوم که نسل آینده همین نگاه را نسبت به عمل امروز من وشما نداشته باشد؟ پس حداقل در نوع نگاه وداوری ها وعملمان نهایت دقت واحتیاط را روا داریم تا دچار همان خطاها واشتباهاتی که به گذشتگان نسبت می دهیم نشویم.
حامد - May 5, 2007 3:02 PM