سلام پس از 8 سال
در هفته گذشته و به مناسبت سالگرد فاجعه 18 تیر مطبوعات وابسته به جناح اقتدارگرا طبق شیوه مالوف و سنواتی شان به ارائه مطالب و تحلیل های کلیشه ای هرساله شان در این باره پرداختند و میدان را برای تاخت و تاز به اصلاح طلبان باز یافتند، به ویژه آنکه پس از استقرار حاکمیت یکدست اقتدارگرا در دو سال گذشته و عدم تحقق وعده هاو شعارهاشان در بهبود وضعیت اقتصادی و معیشت مردم ،علیرغم بهره مندی از درآمد سرشار نفت (حداقل حدود 120 میلیارد دلار) و هزینه آن ، سخت در تنگنا افتاده اند و هراس آن دارند که در انتخابات آتی مجلس ببازند، و چون از نظر این جریان ارزشی و شریعتمدار هدف وسیله را توجیه می کند پس نسبت دادن هر ناروا و دروغ و تهمت و... به دیگران مجاز و مباح و دارای ثواب و اجر دنیوی و اخروی است! فقط به عنوان شاهدی بر این مدعا شما را به خواندن سرمقاله روزنامه «رسالت» در روز سه شنبه 19 تیر،که لوگو ی آن به آیه ای از قرآن مزین است ،دعوت می کنم:
سرمقاله: «سنجابهاي جاسوس»، صالح اسكندري
«چند هفته پيش 14 سنجاب كه توسط سرويسهاي امنيتي بيگانه به سيستمهاي جاسوسي مجهز شده بودند، توسط نيروهاي اطلاعاتي در مرزهاي كشور توقيف شدند. اين سنجابهاي تربيت شده با وزني بالغ بر 700 گرم به منظور اهداف اطلاعاتي و جاسوسي در مرزهاي كشور رها شده بودند كه بنابر اعلام مقامات امنيتي قبل از هر گونه اقدامي با هوشياري ماموران نيروي انتظامي توقيف شدند.كار گذاشتن ردياب، دستگاههاي استراق سمع و دوربينهاي پيشرفته در بدن موجودات دستآموز مانند سنجاب، موش، همستر و ... از روشهاي نوين جمعآوري اطلاعات است كه با توجه به سرعت بالاي اين حيوانات و ويژگيهاي خاص فيزيكي آنها، قابليتهاي ويژهاي را در راستاي اقدامات جاسوسي فراهم ميكند. اين سنجابها پس از بازگشت به مبادي اوليهء تخليهء اطلاعات ميشدند.سنجابها حيوانات بسيار باهوش، فعال و نقبزنهاي ماهري هستند كه به سادگي با انسانها ارتباط برقرار ميكنند. سنجابها به راحتي از درختها و صخرهها بالا ميروند و برخي از افراد اين موجودات باهوش را با عنوان حيوان خانگي در منزل نگه ميدارند.يك دهه پيش نيز برخي از سياستمداران اين مملكت در خانههايشان سنجابهاي جاسوسي را نگه ميداشتند كه از دستها و شانههاي آنها بالا ميرفتند. اين سنجابها هر از گاهي براي صاحبان خود شيرينكاري ميكردند و موجبات ادخال سرور آنها را فراهم مينمودند. صاحب سنجابها كه عمدتا اصحاب دوم خرداد بودند، نميدانستند و يا نميخواستند بدانند كه چه موجودي را در آستين خود پرورش ميدهند. اما در 18 تير اين حيوانات اهلي و شيرين به يك باره صاحبان خود را از گاز گرفتند و تيزي پنجههايشان را نمايان ساختند... 18 تير از بسته شدن روزنامه «سلام» شروع شد. مدير مسئول روزنامه سلام يك روحاني معتبر، با سابقه و دوستدار نظام اسلامي بود اما قملزنان آن، همان سنجابهاي جاسوس بودند كه با بهانهتراشي، خوي خشن خود را نشان دادند. ژنرالهاي جنگ نرم، امروز در خارج از مرزهاي ايران جا خوش كردهاند و به سادهلوحي ديروز اصحاب دوم خرداد نيشخند ميزنند اما امروز نيز در برخي از مطبوعات كساني قلم ميزنند كه از نوشتههاي آنها بوي وفاداري به اسلام و ارزشهاي انقلابي به مشام نميرسد...اگر منصفانه تيترهاي برخي از روزنامههاي دوم خردادي در ماههاي اخير را مورد قضاوت قرار دهيم، گاهي همسويي با جريانات برانداز خارج از كشور مشاهده خواهيم كرد. لذا بايد پرسيد آيا صحيح است به بهانه رقابت با دولت، برخي، روزنامههاي خود را بلندگوي دشمن در خارج كشور كنند. و در نهايت بايد گفت كه سنجابهاي جاسوس در برخي مطبوعات و احزاب، با پروژهبراندازي نرم همگرايي دارند. اما آيا مانند دهه گذشته محافل امنيتي و اطلاعات كشور بايد منتظر بمانند تا فيش حقوقي اين افراد از سرويسهاي جاسوسي آمريكا، رژيم صهيونيستي و انگليس در مطبوعات دنيا منتشر شود كه مسلما آن روز سنجابي در قفس نيست چرا كه به خارج فرار كردهاند و يا اينكه قبل از وارد آوردن لطمات جبرانناپذير بر پيكره سيستم سياسي و اقتصادي كشور مانع آنها ميشوند؟»
قطعا نویسنده این سرمقاله اگر بکار در رشته سنجاب شناسی و جاسوسی مشغول می بود شخص برجسته ای در این عرصه می شد چرا که این همه اطلاعات ریز در مورد نحوه استفاده از حیوانات برای امور جاسوسی و باور به این موضوع در عصر انفجار اطلاعات و فن آوری های پیشترفته ارتباطی استعداد ویژه ای می طلبد که به درد روزنامه نگاری و نویسندگی نمی خورد و به همین دلیل ایشان در جفت و بست مقاله شان ناچار از عبور از مرزهای منطقی و اخلاقی و حرفه ای و مسلمانی و...شده اند و خیالات بهم بافته اند و لابد دوستان ارزشی دست اندرکار روزنامه « رسالت » نیز متوجه موضوع نشده اند وگرنه بعید بود آقایان نبوی و انبارلویی در حداقلی از پایبندی به همان آیه ای که بر سر در روزنامه نقش بسته است اجازه انتشار چنین مطلبی را بدهند! من از ابتدای انتشار روزنامه «سلام» تا آخرین شماره آن (توقیف به حکم دادگاه ویژه روحانیت) در این روزنامه مشغول بکاربوده ودر آن قلم زده ام و به آن افتخار می کنم اما تاکنون بیاد ندارم در این باره و نقشی که این روزنامه در دوره انتشار(78 – 69) در عرصه تحولات فکری و سیاسی و اجتماعی کشورمان داشته است مطلبی نوشته باشم و امیدوارم روزگاری من ودیگر دوستانی که در این روزنامه قلم زدند بتوانیم در این باره بنویسیم . با این توضیح و علیرغم توصیه قرآنی :"اگر با حرف و مدعای لغو روبرو شدید با کرامت از آن بگذرید" یا " وهنگامی که جاهلان شما را خطاب قرار دادند بگویید سلام" برای دفاع از حقوق و حیثیت و حرمت افرادی که در این نوشته مورد تعرض قرارگرفته اند ناچار خود را راضی به این نوشته کردم . من همه قلمزنان روزنامه «سلام» می شناسم و با ضرس قاطع می گویم هیچیک از آنها به خارج فرار نکرده و در خارج جا خوش نکرده اند و علیرغم همه نامهربانی ها و بی انصافی ها و ناجوانمردی هایی و...که در حق شان شده است محکم و استوار در ایران مانده اند و در عرصه عمومی ایفای نقش می کنند. نکته دیگری که باید بدان اشاره کرد اینکه در همه سالهای پس از توقیف «سلام» از قبیل مدعاهای این نویسنده مثل توزیع چمدان دلار میان روزنامه نگاران و...بارها و بارها تکرار و با این بهانه که مطبوعات دوم خردادی به پایگاه دشمن تبدیل شده اند بیش از 130 مطبوعه توقیف و بسیاری از روزنامه نگاران به پای میز محاکمه و زندان و...کشیده شدند اما خوشبختانه تا امروز این مدعیان که همه قدرت قضایی و اطلاعاتی و امنیتی و... را در اختیار داشته ودارند از ارائه کوچکترین سندی برای اثبات این مدعایشان حتی در مورد آنانی که برای حفظ جان وشغلشان به خارج پناه بردند عاجز بوده اند! اما اگر قرار باشد بر پایه ذهنیت این نویسنده که هر روزنامه و روزنامه نگار متفاوت با اندیشه اش را یک « سنجاب جاسوس» می بیند به عالم و آدم نگاه شود خوب تکلیف معلوم است ! و خوشمزه اینکه نهایت منطقی این نوع استدلال می تواند روزگاری گریبانگیر همین نویسنده هم بشود و حتی همین امروز فرد دیگری با همین استدلال بگوید که او جاسوس است و برای رد گم کردن اینگونه می نویسد!
کلام آخر اینکه «سلام پس از 8 سال» و قلمزنان آن آنچنان نقش و سهمی در روند تحولات ایران به ضرر اقتدارگرایان و استبدادخواهان و به نفع اصلاحات و مردمسالاری و حقوق بشر داشته اند که نیروهای واپسگرا و مخالف تحول و پیشترفت از هرگونه فرصتی برای عقده گشایی و انهام زنی و... نسبت به این روزنامه و قلمزنانش دریغ نمی کنند و به نظرم همین عمل نشانه ای است بر اینکه علیرغم تعطیلی «سلام» جریان فکری آن در جامعه ایران ساری و جاری است و کار خود را می کند و در نهایت روسیاهی به زغال و زمستان خواهد ماند.
نظرات
جعفر :
اری برادر :جای ان است که خون موج زند در دل لعل / زین تغابن که خزف می شکند بازارش......این سخن بگذار تا وقت دگر
جعفر - July 17, 2007 4:24 PM