انتظارات و بازار سرمايه
شرايط عيني اقتصادي هر جامعه و نوع برداشتي كه شهروندان از اين شرايط دارند، نظريهء «انتظارات» را در دامن علم اقتصاد و تحليل مسايل اقتصادي شكل داده است. در شرايطي كه رونق اقتصادي وجود دارد و حركت شاخصها به سمت مثبت است، نوعي خوشبيني نسبت به آينده در اذهان شهروندان به وجود ميآيد و همين خوشبيني باعث ميشود كه آنها به فعاليتهاي اقتصادي خود شدت بخشند اما در شرايط ركود اقتصادي يا تورمي (و بدتر از آن در شرايط ركود تورمي) نوعي بدبيني در اذهان افراد نسبت به آينده شكل ميگيرد كه آنها را از عرصهء فعاليتهاي اقتصادي، به ويژه در زمينههاي سرمايهگذاري دور ميكند. به همين دليل است كه اقتصاددانان همواره بر ثبات شرايط در عرصهء سياستگذاري و اقتصاد كلان كشورها تصريح و تاكيد دارند، چراكه هرگونه عدم ثباتي در اين سطح به سرعت در شكلگيري «انتظارات» افراد جامعه و فعالان اقتصادي بازتاب يافته و از چرخهء خوشبيني يا بدبيني رفتار و عملكرد اقتصادي هر كشور را تحت تاثير قرار ميدهد.
«بازار سرمايه» به لحاظ ويژگيهايي كه دارد با «انتظارات» فعالان اين عرصه، ارتباطات تنگاتنگ دارد و در سايهء بدبيني يا خوشبيني آنان دچار قبض و بسط ميشود، به گونهاي كه حركت شاخص در اين بازار را بايد به نوعي معيار اندازهگيري «انتظارات» شكل گرفته در جامعه تعبير كرد و از آن درسهاي لازم را به ويژه در عرصهء تصميمگيري و تحليل ادارهء اقتصاد كشور گرفت و البته در اين رابطه بيشترين مسووليت متوجه دولتمردان و تصميمسازان است.
روند حركت شاخص بورس در سه سال اخير به ويژه در سالجاري حاكي از تشديد «انتظارات» منفي و بدبينانهء افراد نسبت به «بازار سرمايه» در ايران است و قطعا، ادامهء اين روند به نفع اقتصاد كشور نيست. بر دولتمردان و مسوولان ادارهء امور است تا با دريافت اين موضوع در پي چاره برآيند و با اصلاح سياستها و ايجاد ثبات در سطح اقتصاد كلان كشور خوشبيني نسبت به آينده را به درون ذهن شهروندان و فعالان اقتصادي باز گردانند تا «بازار سرمايه» رونق گيرد و «انتظارات و بازار سرمايه» در جهت افزايش سرمايهگذاري و توليد همسو شوند، در غير اين صورت باز هم بر حجم مسايل و مشكلات اقتصادي كشور افزوده خواهد شد.