چگونه از درآمد نفت استفاده كنيم؟
رييس دولت نهم در ديداري كه با اقتصاددانان منتقد عملكرد دولتش داشت و اخيرا در گفتوگويي كه با صداوسيما انجام داد، به طرح سوال «چگونگي مصرف درآمدهاي نفتي در اقتصاد كشور» پرداخته و از نخبگان و صاحبنظران براي اراية پاسخهاي علمي – كاربردي ياري طلبيد.
هرچند، فرض بر اين است (و در كشورهاي توسعه يافته و حتي برخي كشورهاي در حال توسعه قطعي است) فرد يا افراد و جناحي كه در انتخابات رياستجمهوري يا مجلس حضور مييابند براي راهبري قوة مجريه و مقننه برنامه داشته باشند و رييس دولت نهم، در واقع بايد در دوران تبليغات انتخاباتي
سال 84 به طرح اين سوال و پاسخ آن ميپرداختند تا مردم بدانند كه دولت ايشان برنامة روشني براي پاسخ به اين سوال كه «چگونه از درآمد نفت استفاده كنيم؟» در مسير رشد و توسعة اقتصاد ايران دارد، و البته اگر شعار «بردن درآمد نفت به سر سفرههاي مردم» را فراموش كرده و آن را پاسخي به اين سوال ندانيم و باز اشكال را به شيوه و شرايط انتخاباتي در ايران باز گردانيم كه عرضة برنامه توسط نامزدها براي رايگيري جاي چنداني ندارد، اما اين را به جد نميتوان ناديده گرفت كه چرا رييس دولت نهم پس از نزديك به دو سال در اختيارگيري قوة مجريه و همة امكانات مالي و كارشناسي درون دولت به طرح اين سوال، آن هم خطاب به نخبگان و صاحبنظران بيرون دولت پرداخته است؟ و به راستي اگر دولت (و به تعبيري حاكميت) با آن همه امكانات مالي و كارشناسي قادر به پاسخگويي به اين سوال نيست، چگونه ميتوان انتظار داشت كه نخبگان و صاحبنظران بيرون دولت (با هزار گرفتاري كاري كه دارند) به پاسخ اين سوال بپردازند؟ متاسفانه، اينگونه برخورد با اصليترين مساله كشور يعني «چگونگي مصرف درآمدهاي نفتي در كشور» بيشتر به داستان منار و چاه شبيه است كه از توضيح آن ميگذرم.
«چگونه از درآمد نفت استفاده كنيم؟» اصليترين مسالة اقتصاد ايران در بيش از پنج دهة گذشتة ايران بوده است و اصل تاسيس «سازمان برنامه» نيز در پاسخگويي به همين سوال بوده است اما سوگمندانه بايد يادآور شد كه به دليل عدم حاكميت قانون و عدول دولتهاي قبل و بعد از انقلاب از اجراي قوانين برنامههاي عمراني و توسعه كه به طور نسبي در پي پاسخگويي به همين سوال بودهاند، هنوز طرح اين سوال آن هم توسط رييس دولت به عنوان اصليترين مسالة اقتصاد ايران جلوهنمايي ميكند.
به نظر اين نويسنده، برنامة چهارم توسعه مصوب مجلس ششم (و حتي قانون برنامة چهارم توسعه جرح و تعديل شده توسط مجلس هفتم) كه جمعبندي تجربيات نظري و عملي اقتصاد ملي در بيش از پنج دهه استفاده از درآمد نفت در برنامههاي توسعه است، پاسخ به اين سوال را در درون خود دارد و نيازي به پاسخگويي مجدد در اين باره، لااقل براي دولت نهم نيست، هرچند طرح اين سوال و بحث دربارة آن به عنوان يك ورزش فكري و نظري جذاب همواره ميتواند در عرصة عمومي كشور ساري و جاري باشد. مشكل دولت نهم در ندانستن پاسخ اين سوال نيست بلكه در عدم پايبندي به اجراي كامل قانون برنامة چهارم توسعه و حتي هرگونه برنامهاي است و وقتي دولتي التزام به اجراي قانون نداشته باشد چه تضميني براي قبول و اجرايي كردن پاسخهاي علمي- كاربردي نخبگان و صاحبنظران بيرون دولت دارد؟طرح اين سوال و ياريطلبيدن از ديگران براي پاسخ بهخوبي نشان ميدهد كه دولت نهم برنامهاي براي ادارة كشور ندارد.
نظرات
:
حالا چرا این آقای بچه رعیت که از فامیلشان بر میآید به اصل سوال نپرداخته اند ؟یکبار هم ایشان دوباره خلاصه نظراتشان را میگفتند
مزروعی : یاسلام وتشکر از حسن ظن شما، من از بچه رعیت بودن فقط فامیلی اش را دارم وخداوند توفیق رعیتی(البته به معنای کشاورزبودن) را به من نداده است مگر نه در این ملک جز چند نفری که خود را ارباب می دانند بقیه همه رعیتند ! ویکی از مشکلات ما همین است که هنوز نظام ارباب و رعیتی از این ملک رخت بر نبسته وحتی پس از انقلاب اسلامی که قرار بود جمهوری اسلامی شود وحکومت با رای و نظر مردم اداره شود اینگونه نشده وبطور مثال این شورای نگهبان است که تصمیم می گیرد چه کسی می تواند نامزد انتخابات شود و...ویکی ازنشانه های بارز این موضوع همین سئوالی است که رئیس جمهور پاسخش را از رعیت ها خواسته است در حالیکه پاسخگویی به این بطور ذاتی به عهده ارباب است و من نمی دانم چرا شما بجای اینکه ایشان را مورد سئوال قرار دهید یقه این بچه رعیت را گرفته اید؟ به فرض اینکه بنده هم جواب دهم و درست هم جواب دهم آخر به چه درد می خورد؟ چه کسی گوش می دهد؟ وچقدر راه اجرا پیدا می کند؟و...اما اگر به واقع شما در پی پاسخ و جواب هستید می توانید مطالب مرا در این وبلاک بخوانبد تا دیدگاه مرا در این باره دریابید وما (منظورم اصلاح طلبان است) در برنامه چهارم توسعه مصوب مجلس ششم در مورد چگونگی حل مسائل ومشکلات اقتصادی و اجتماعی کشور بطور کلی و استفاده از در آمد نفت بطور خاص نظرمان را آورده ایم و اگر بنا بود کسی به حرف حساب گوش وعمل کند همان کفایت می کند ونیاز به تکرار وبازگویی نیست.
Anonymous - August 17, 2007 4:23 AM