گزارش بانك مركزي و ارقام جديد توليد
بانك مركزي در ميانه آذرماه سالجاري، گزارشي را ذيل عنوان تحولات اقتصادي ايران در بخش واقعي (سال 1385) منتشر كرد كه حاكي از نوعي بازنگري در محاسبه ارقام نرخ رشد توليد براي دو سال 1384 و 1385 است. در رابطه با اين ارقام جديد در اين گزارش آمده است: «لازم به توضيح است كه نرخ رشد توليد ناخالص داخلي در سال 1384 در برآورد پيشين 4/5 درصد گزارش شده بود. با دريافت اطلاعات جديد از وزارت جهاد كشاورزي، ارزش افزوده گروه كشاورزي در سال مذكور مورد تجديدنظر قرار گرفت و در نتيجه از 1/7 درصد به 3/9 درصد افزايش يافت كه منجر به تغيير در نرخ رشد توليد ناخالص داخلي در آن سال شد.» درباره اين «گزارش بانك مركزي و ارقام جديد توليد» نكات ذيل قابل توجه و تامل مينماید:
1– در گزارش خلاصه تحولات اقتصادي كشور 1384، كه تاريخ انتشار آن آبانماه 1385 است، يعني كمتر از يكماه فاصله با انتشار گزارش اخير، آمده است: «براساس پيشبينيهاي مقدماتي در سال 1384، توليد ناخالص داخلي به قيمتهاي ثابت سال 1376 از رشدي به ميزان 4/5 درصد برخوردار بود كه در مقايسه با سال قبل، 6/0 واحد درصد افزايش نشان ميدهد.» همچنين در مجله «روند» منتشره توسط بانك مركزي سال هفدهم شمارههاي 50 و51 پاييز و زمستان 1385 آمده است: «در اولين سال اجراي قانون برنامه چهارم توسعه، رشد اقتصادي روند صعودي در پيش گرفت و از 8/4 در سال 1384، به 4/5 درصد در سال 1384 رسيد.» تاريخ انتشار اين نشريه نيز چندان فاصلهاي با انتشار گزارش اخير بانك مركزي ندارد. در عين حال در گزارش نماگرهاي اقتصادي بانك مركزي براي سه ماهه سوم سال 1385 (كه تا آخر آذر ماه سالجاري روي سايت بانك مركزي بود) نيز رقم توليد ناخالص داخلي به قيمتهاي ثابت سال 1376 براي سال 1384 برابر 4/5 درصد اعلام شده بود (و البته دسترسي به اين گزارشات در سايت بانك مركزي براي همگان مقدور است) و حال جاي سوال ميماند كه چگونه ميشود پس از تاخيري قابل ملاحظه و گذشت بيش از يكسال و نيم از سال 1384 در محاسبه نرخ رشد توليد اين سال با استناد به «دريافت اطلاعات جديد» و به رغم گزارشات قبلي تجديدنظر و رقم جديد اعلام شود؟
2- عين همين ايراد و اشكال بر رقم اعلام شده براي سال 1385 هم وجود دارد چرا كه در مجله روند منتشره توسط بانك مركزي سال هفدهم شمارههاي 50 و51 پاييز و زمستان 1385 آمده است: «براساس آمارهاي مقدماتي در 9 ماهه اول سال 1385، توليد ناخالص داخلي به قيمتهاي ثابت سال 1376، 3/5 درصد و در فصل سوم 2/6 درصد رشد داشت كه در مقايسه با دوره مشابه سال قبل (فصل سوم) با افزايش مواجه شد.» و در گزارش نماگرهاي اقتصادي سه ماهه سوم سال 1385 نيز همين ارقام آمده است. جالب آنكه هيچگونه توضيحي در گزارش منتشره اخير در اين باره نيامده است ضمن اينكه در اين گزارش آمده: «براساس برآوردهاي اوليه، روند روبه رشد اقتصاد ايران در سال 1385 تداوم يافت، به نحوي كه توليد ناخالص داخلي كشور به قيمت پايه و به قيمتهاي ثابت 1376 از 928ر420 ميليارد ريال در سال 1384، به رقم 880ر446 ميليارد ريال بالغ شد كه گوياي 2/6 درصد رشد است.» و جالبتر اينكه پس از 9 ماه تاخير در انتشار نماگرهاي اقتصادي بانك مركزي براي سه ماهه چهارم سال 1385 و بلافاصله پس از انتشار گزارش اخير بانك مركزي و اعلام ارقام جديد توليد، بالاخره بانك مركزي همت به انتشار اين نماگرها و آن هم در انطباق با گزارش اخير و ارقام جديد كرد تا ديگر جاي هيچگونه شك و شبههاي در دستكاري احتمالي در محاسبه ارقام نرخ رشد توليد براي دو سال 1384 و 1385 نماند!
3- در نشريه «برنامه» منتشره توسط معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي رييسجمهوري شماره 246 اول ديماه 1386 نماگر توليد ناخالص داخلي بر حسب فعاليتهاي اقتصادي طي برنامههاي توسعه انقلاب اسلامي (به قيمت ثابت 1376) براي دو سال 1384 و 1385 نرخ رشد توليد 4/5 و 2/6 درصد گزارش شده است كه با گزارش بانك مركزي همخوان نيست و اين درمورد نرخ رشد گروههاي اقتصادي نيز مصداق دارد. ظاهرا هماهنگي لازم بين نهاد رياست جمهوري و بانك مركزي براي يكسان سازي نرخ رشد توليد دو سال 84 و 85 در گزارشهاي منتشره به وجود نيامده است!
4– نويسنده به عنوان يك ايراني از اينكه نرخ رشد اقتصادي كشور افزايش يابد، خوشحال ميشود و قطعا هم با افزايش شديد و افسانهاي درآمد نفت در دو سال 1384 و 1385 كشور بايد نرخ رشد اقتصادي بالاتري را تجربه ميكرد اما با توجه به آنچه آمد اميدوارم در محاسبات و بارنگري بانك مركزي دستكاري براي موفق نشان دادن عملكرد اقتصادي دولت نهم صورت نگرفته باشد. از اينرو انتظار ميرود مسوولان مربوطه درباره گزارش بانك مركزي و ارقام جديد توليد توضيحات لازم را اعلام دارند، در غيراينصورت اعتبار بانك مركزي در مورد گزارش حسابهاي ملي مورد شك و ترديد و سوال خواهد بود.
نظرات
نهاد :
به نطر من خود نفت و یا داشتن منابع طبیعی زیر زمینی که جرم و عیب نیست ولی شیوه و یا سیاستهای استفاده از آن و سرمایه گذاری در بخش ثولیدات و ایجاد شغل و گشترش تولیدات داخلی و سپردن آن بدست خود مردم که در اصل صاحب اصلی سرمایه های ملی می باشد، مهم و سر نوشت ساز است . منتها دیکتاتور ها هیج وقت اجازه ندادند که در ایران دمکراسی پا بگیره تا سیاستهای مردمی موجب شود که درآمد ها و سرمایه های ایران بدست خود مردم ایران بیافته و در تولیدات داخلی ... رقابت ایجاد گردد. این موانع روند سیاسی دمکراتیک بدست خاتمی تا احمدی نژاد همان خواست و نیاز کشورهای استعماری می باشد که رژیم ... و لی فقیه تامین کننده منافع آن بوده است. و کسانی مانند آقای مزروعی و یاران اصلاح طلب قلابی به لحاظ سیاسی کارچاق کن آن یوده و می باشند. یعنی اصلاح قلابی با استعمار دست به دست هم همواره این رژیم ویرانگر را نگه داشته اند و لاکن در تمامی جنایتهای 30 سال گذشته شریک جرم می باشند.
مزروعی : با سلام ، من با بخش اول نوشته شما موافقم اما نمی دانم چرا ازاین بخش حرف حسابی ناگهان به پرت و پلا نوشتن افتاده اید! من که خود را می شناسم و اینها که نوشته اید در باره من ویاران اصلاح طلبم صحت ندارد و اگر شما اطلاعی از کارچاق کنی و... بنده داریدبا ذکر مصداق به افشاگری بپردازید تا بیش از این ملت ضرر نکنند! وقطعا تا مردم ما دوستانی مثل شما دارند نیاز به دشمن ندارند.
نهاد - January 7, 2008 2:34 PM
رها :
البنه اگر بودجهً کشور در آبادانی و رفاه ملت خرج شود خوب است ولی در کشور ما تعداد زیادی بنیادهای من درآورده مانند اژدها دهانشان را باز کرده و قسمت عظیمی از بودجهً کشور را می بلعند و بخشی دیگر نیز خرج حماس و حزب الله و قدس ...و یا در پروژه های هسته ایی به اصطلاح علمی برای حفظ نظام به هدر می رود، اگر چیزی از آن باقی ماند صرف دلال بازی و خرج ملت آواره میشود. آیا آین است مملکت داری؟ آیا این است حکومت مستضعفین؟ مثل اینکه واقعاً راست گفته بودند اقتصاد مال دراز گوش است.
رها - January 7, 2008 7:11 PM